×

اسمارت کابین

برای دسترسی به امکانات کیف پول و سطوح کاربری، وارد حساب خود شوید یا ثبت‌نام کنید.

حساب کاربری ندارید؟ ثبت‌نام کاربر جدید
خط بازار
اخبار

توسعه با طعم تکنوکراسی

به گزارش خط بازار؛ تکنوکرات‌ها، به‌عنوان متخصصان برنامه‌ریزی و توسعه، با انقلاب رابطه‌ای دوگانه داشتند: برخی با آرمان‌های انقلابی همراه شدند و در سازندگی کشور نقش ایفا کردند، در حالی که دیگران انقلاب را مانعی برای اجرای برنامه‌های توسعه مدرن می‌دیدند. این مقاله به بررسی نقش تکنوکرات‌ها در سال‌های پس از انقلاب، چالش‌های پیش روی آن‌ها و تأثیرشان بر سیاست‌گذاری توسعه می‌پردازد.

– تکنوکرات‌ها و تأثیر معنوی انقلاب

 تکنوکرات‌ها، که عمدتاً تحصیل‌کرده‌های رشته‌های مهندسی، اقتصاد و مدیریت بودند، پیش از انقلاب در سازمان‌هایی مثل سازمان برنامه و بودجه نقش کلیدی در طراحی پروژه‌های توسعه‌ای داشتند. انقلاب اسلامی با تأکید بر ارزش‌های مذهبی و عدالت اجتماعی، برای برخی از این نخبگان فرصتی معنوی ایجاد کرد تا در راستای اهداف ملی و مذهبی فعالیت کنند. این گروه، که انقلاب را مانعی برای توسعه نمی‌دیدند، با نیروهای انقلابی اصول‌گرا ائتلافی ملی-مذهبی تشکیل دادند. این ائتلاف به اجرای پروژه‌های زیرساختی، از جمله سدسازی، توسعه راه‌ها و بازسازی مناطق محروم، منجر شد.با این حال، بخش دیگری از تکنوکرات‌ها که به مدل‌های توسعه غربی و لیبرال پایبند بودند، انقلاب را جایگزینی برای استبداد پهلوی می‌دانستند که به جای یک دولت مدرن مطلقه، موانع ایدئولوژیک جدیدی پیش روی برنامه‌ریزی توسعه قرار داده است. به باور این گروه، اجرای طرح‌های مهندسی اجتماعی نیازمند دسترسی به اهرم‌های اجرایی دولتی بود، اما فضای انقلابی و تسلط نیروهای مذهبی، این امکان را محدود کرده بود.

– حمایت از دولت موقت: امیدی که ناکام ماند.

در سال‌های اولیه انقلاب، تکنوکرات‌ها به دلیل نزدیکی فکری با مهندس مهدی بازرگان و اعضای نهضت آزادی، از دولت موقت (بهمن ۱۳۵۷ تا آبان ۱۳۵۸) حمایت کردند. بازرگان، به‌عنوان یک مهندس و روشنفکر مذهبی، نماینده تفکری بود که توسعه اقتصادی و مدیریت تکنوکراتیک را با ارزش‌های اسلامی تلفیق می‌کرد. تکنوکرات‌ها امیدوار بودند که دولت موقت بتواند حاکمیت را تثبیت کند و فضایی برای اجرای برنامه‌های توسعه‌ای فراهم سازد.با این حال، دولت موقت در برابر موج انقلابی توده‌ها، که خواستار تغییرات بنیادین و ریشه‌کن کردن ساختارهای پیشین بودند، ناتوان ماند. توده‌های انقلابی، که تحت تأثیر رهبران مذهبی و شعارهای عدالت‌خواهانه بودند، به دنبال قربانی کردن گذشته برای ساختن آینده‌ای آرمانی بودند. این پویایی اجتماعی، همراه با اختلافات داخلی و فشار نیروهای انقلابی، به سقوط دولت موقت منجر شد. این شکست به‌عنوان ناکامی جریان لیبرال در برابر «تهاجم عوام انقلابی» تعبیر شد. تکنوکرات‌ها، که رویای تثبیت قدرت از طریق دولت موقت را در سر داشتند، با این شکست از تصاحب مستقیم قدرت سیاسی بازماندند.

-جنگ تحمیلی و فرصت طلایی برای تکنوکرات‌ها

جنگ تحمیلی ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷) نقطه عطفی در نقش‌آفرینی تکنوکرات‌ها بود. تخریب گسترده زیرساخت‌ها، از جمله شهرها، جاده‌ها و تأسیسات صنعتی، نیاز فوری به بازسازی ایجاد کرد. این وضعیت، تکنوکرات‌ها را به‌عنوان متخصصان برنامه‌ریزی و اجرا به صحنه آورد. نخبگان سیاسی انقلاب، که در ابتدا بر تثبیت ایدئولوژیک نظام تمرکز داشتند، به‌تدریج به اهمیت توسعه اقتصادی و رفاه شهروندان پی بردند. این تغییر نگرش، همراه با تأکید رهبران مذهبی بر سازندگی به‌عنوان بخشی از مشروعیت نظام اسلامی، فضایی برای همکاری با تکنوکرات‌ها فراهم کرد.برای مثال، پروژه‌های بازسازی شهرهای جنگ‌زده مانند خرمشهر و آبادان، توسعه شبکه برق‌رسانی روستایی و احداث سدهای بزرگ مانند سد کرخه، از دستاوردهای این دوره بود که تکنوکرات‌ها در آن نقش محوری داشتند. بر اساس گزارش‌های تاریخی، در دهه ۱۳۶۰، بیش از ۷۰ درصد بودجه عمرانی کشور به پروژه‌های زیرساختی اختصاص یافت که عمدتاً توسط مهندسان و مدیران تکنوکرات طراحی و اجرا شد (منبع: مطالعات تاریخی توسعه ایران).

– چالش‌های برنامه‌ریزی توسعه: غیبت نیروهای متعهد

یکی از انتقادات اصلی به نقش تکنوکرات‌ها در این دوره، تسلط آن‌ها بر برنامه‌ریزی توسعه بدون هماهنگی کافی با آرمان‌های انقلاب بود. برنامه‌های پنج‌ساله اول (۱۳۶۸-۱۳۷۲) و دوم (۱۳۷۳-۱۳۷۷) توسعه، که پس از جنگ تدوین شدند، عمدتاً توسط تکنوکرات‌های سازمان برنامه و بودجه طراحی شدند. این برنامه‌ها، اگرچه در ظاهر با اهداف اقتصادی انقلاب هم‌راستا بودند، اما در عمل به مدل‌های توسعه غربی و تکنوکراتیک وابسته بودند.نکته قابل‌توجه، مشارکت ناچیز نیروهای متعهد و حوزوی در این فرآیند بود.تحقیقی که توسط یکی از پژوهشگران حوزه علمیه قم انجام شد، نشان داد که در تدوین برنامه دوم توسعه، از مجموع ۶۲۵ نفر مشارکت‌کننده در تنظیم و تصویب پیش‌نویس، تنها یک نفر از حوزه علمیه حضور داشت که او نیز به دلیل سمت اجرایی (معاونت سازمان اوقاف) در کمیته‌ای فرعی شرکت کرده بود. این وضعیت نشان‌دهنده شکاف عمیق بین نخبگان تکنوکرات و نیروهای مذهبی متعهد به آرمان‌های انقلاب بود.این شکاف پیامدهای متعددی داشت. نخست، برنامه‌های توسعه گاهی با نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه انقلابی هم‌خوانی نداشتند. برای مثال، تمرکز بیش‌ازحد بر پروژه‌های عمرانی بزرگ، مانند سدسازی، به هزینه‌های زیست‌محیطی و اجتماعی منجر شد که بعدها انتقادات گسترده‌ای را برانگیخت. دوم، عدم اصلاح نظام برنامه‌ریزی و ساختار اداری کشور، که همچنان از الگوهای پیش از انقلاب پیروی می‌کرد، باعث شد که برنامه‌ها کارایی لازم را نداشته باشند.

– نگاهی عمیق‌تر: چرا تکنوکرات‌ها غالب شدند؟

تسلط تکنوکرات‌ها بر برنامه‌ریزی توسعه را می‌توان به چند عامل نسبت داد:

تخصص و تجربه: تکنوکرات‌ها، به دلیل تحصیلات عالی و تجربه در مدیریت پروژه‌های بزرگ، از توان اجرایی بالایی برخوردار بودند. این مزیت در شرایط بحرانی پس از جنگ، آن‌ها را به گزینه‌ای غیرقابل‌اجتناب تبدیل کرد.

ضعف نیروهای انقلابی در مدیریت فنی: نیروهای انقلابی، اگرچه در بسیج اجتماعی و تثبیت سیاسی موفق بودند، در زمینه مدیریت توسعه و برنامه‌ریزی تخصصی کمبود داشتند. این خلأ به تکنوکرات‌ها اجازه داد تا کنترل فرآیندها را در دست بگیرند.

با این حال، این تسلط بدون چالش نبود. تکنوکرات‌ها با انتقادهایی از سوی نیروهای انقلابی مواجه شدند که معتقد بودند برنامه‌های توسعه به ارزش‌های اسلامی و عدالت اجتماعی کم‌توجه‌اند. برای مثال، افزایش شکاف طبقاتی در دهه ۱۳۷۰، که نتیجه برخی سیاست‌های لیبرال اقتصادی بود، به نارضایتی‌هایی در میان طبقات محروم منجر شد.

– پیامدها و درس‌هایی برای آینده

نقش تکنوکرات‌ها در سال‌های پس از انقلاب، تجربه‌ای پیچیده و درس‌آموز است. از یک سو، آن‌ها با اجرای پروژه‌های زیرساختی و بازسازی کشور، به تثبیت نظام نوپای اسلامی کمک کردند. از سوی دیگر، وابستگی بیش‌ازحد به الگوهای تکنوکراتیک و کم‌توجهی به آرمان‌های انقلابی، شکافی بین توسعه مادی و ارزش‌های معنوی ایجاد کرد. این شکاف همچنان یکی از چالش‌های اصلی سیاست‌گذاری در ایران معاصر است.برای آینده، تلفیق تخصص تکنوکراتیک با تعهد به ارزش‌های انقلابی و اسلامی نیازمند اصلاحاتی بنیادین است. نخست، تربیت مدیران و برنامه‌ریزانی که هم تخصص فنی داشته باشند و هم به آرمان‌های انقلاب پایبند باشند، ضروری است. دوم، مشارکت نهادهای مذهبی، به‌ویژه حوزه‌های علمیه، در فرآیند برنامه‌ریزی باید تقویت شود تا توسعه با نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه هم‌راستا باشد. سوم، اصلاح نظام برنامه‌ریزی و ساختار اداری کشور، که همچنان از الگوهای قدیمی پیروی می‌کند، باید در اولویت قرار گیرد.

سخن آخر،رابطه تکنوکرات‌ها با انقلاب اسلامی، داستانی از همکاری، تنش و تلاش برای یافتن تعادل بین توسعه مدرن و آرمان‌های انقلابی است. اگرچه تکنوکرات‌ها در بازسازی کشور نقش مهمی ایفا کردند، اما تسلط آن‌ها بر برنامه‌ریزی توسعه، بدون هماهنگی کافی با ارزش‌های انقلاب، چالش‌هایی به همراه داشت. تجربه این دوره درس‌هایی ارزشمند برای سیاست‌گذاری آینده ایران ارائه می‌دهد: توسعه پایدار تنها زمانی محقق می‌شود که تخصص، تعهد و ارزش‌های ملی در یک راستا قرار گیرند. آیا ایران می‌تواند در آینده این تعادل را برقرار کند؟

نویسنده: حسین صالحی

منبع: خط بازار

دیدگاه خود را بنویسید

عضویت در کانال بله خط بازار

برای دریافت آخرین اخبار اقتصادی و بازار سرمایه، عضو کانال خط بازار در بله شوید

عضویت
اسمارت کابین
به سامانه اسمارت کابین بپیوندید امکان درج دیدگاه، دسترسی به اخبار داغ خودرویی و دریافت مشاوره‌های تخصصی بازار خودرو
عضویت