۱۰۰ میلیارد دلار یارانه انرژی را مستقیما به مردم بدهید!
به گزارش خط بازار؛ ۲۶ استان همزمان با برودت هوا در ایران تعطیل شدند؛ تصمیمی ضربالاجل که با هدف بهینهسازی مصرف انرژی اتخاذ شده. این در حالی است که کمبود گاز پدیدهای پیشبینیپذیر و تکرارشونده است، اما هر سال دولت به جای اصلاح ساختاری، به تعطیلی گسترده متوسل میشود. در عین حال، طرح افزایش قیمت انرژی که از سوی برخی کارشناسان بهعنوان ابزار کنترل مصرف مطرح میشود، در بستر معیشتی فعلی مورد پرسش قرار میگیرد.
روزانه ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیون مترمکعب کسری گاز در ایران منجر به تصمیم برای تعطیلی ایران میشود. در این چرخه احتمال کم شدن مصرف وجود دارد، اما در نقطهای دیگر مردم، صنایع و حتی دولت را با مشکلات اقتصادی مواجه میکند. از سویی وقتی مساله افزایش قیمت انرژی مطرح میشود، کارشناسان به افزایش تورم ناشی از یارانههای انرژی اشاره دارند؛ یارانهای که از دید برخی از آنها بهتر است مستقیما به مردم داده شود تا هم بر مصرف آنان تاثیرگذار باشد و هم از نارضایتی آنان جلوگیری کند. اما، دولت برای گرفتن این تصمیم بر سر دوراهی انتخاب بین بد و بدتر گیر افتاده و این استیصال سبب شده که چرخه سرما، کمبود انرژی، تعطیلی هر سال تکرار شود. این دوراهی چیست و گاز در انرژی در کدام نقطه هدر میرود؟
علیرضا کفشکنان، کارشناس انرژی، به این پرسشها پاسخ داده و میگوید: «در صورت نبود تحریم، با ادامه همین سیاستها در حوزه انرژی همچنان با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد و تورم ادامه پیدا میکند. تورم زمانی ایجاد میشود که دولت به جای سرمایهگذاری در راهاندازی کسبوکارها، منابع مالی را صرف تامین انرژی میکند و مصرفکننده این منابع را هدر میدهد، در نتیجه دولت در چرخهای ناگزیر برای تامین منابع باقی میماند.»
روزانه نزدیک به ۳۰۰ میلیون مترمکعب کمبود گاز داریم
علیرضا کفشکنان گفت: «در سال ۱۴۰۲ حدود ۶۴ میلیارد مترمکعب از مجموع ۲۵۰ میلیارد مترمکعب گازی که به شبکه تزریق میشود با کسری مواجه بودیم. در سال ۱۴۰۳ نیز حدود ۲۵ درصد گاز کشور دچار کمبود شد؛ کمبودی که در اوج سرمای زمستان نمود جدیتری پیدا میکند. در فصل سرد، حداکثر تولید گاز به حدود ۸۵۰ میلیون مترمکعب در روز میرسد، در حالی که روزانه نزدیک به ۳۰۰ میلیون مترمکعب کمبود وجود دارد.»
به مناطقی که نباید دست میخورد گاز کشیدیم
یکی از دلایل اصلی این وضعیت از دید او: «نبود سرمایهگذاری کافی در سالهای گذشته در حوزه توسعه میادین گازی است؛ موضوعی که باعث افت سالانه فشار در این میادین شده است. از سوی دیگر، مصرف گاز بهصورت بیرویه ادامه دارد و اقدامات موثری برای کنترل آن انجام نشده است. گازرسانی گسترده به تمامی مناطق، حتی مناطقی که بهتر بود دستنخورده باقی بمانند، نیز فشار مضاعفی بر شبکه وارد کرده و در نتیجه، ناچار به قطع گاز در برخی مقاطع شدهایم.»
پارس جنوبی بیش از ۷۰ درصد گاز کشور را تامین میکند اما با افت روبه روست
این کارشناس انرژی اشاره دارد: «در کنار مسئله سرمایهگذاری، نقش تحریمها و فرسودگی شبکه گاز نیز قابل چشمپوشی نیست؛ چرا که صنعت گاز علاوه بر منابع مالی، به فناوری پیشرفته وابسته است و تحریمها هر دو حوزه را تحت تاثیر قرار دادهاند. در نبود فناوریهای بهروز، میادین گازی با افت تولید مواجه میشوند؛ بهگونهای که میدان پارس جنوبی، که بیش از ۷۰ درصد گاز کشور را تامین میکند، سالانه با حدود ۴ درصد افت فشار روبهرو است.»
سرمایهگذاری تحت تاثیر تحریمهاست
برای جبران این افت او اجرای طرحهای فشارافزایی به واسطه فناوری را ضروری دانسته و میگوید: «هرچند بخشی از این فناوری در داخل کشور وجود دارد، اما اجرای کامل این پروژهها به سرمایهگذاری سنگین، بیش از ۲۰ میلیارد دلار، نیاز دارد؛ سرمایهای که تامین آن بهدلیل تحریمها با دشواری جدی مواجه شده است. از سوی دیگر، تحریمها با تحمیل تورم به اقتصاد کشور، روند اجرای پروژههای حوزه انرژی را نیز کندتر کردهاند.»
او اضافه میکند: «با این حال، تحریم نمیتواند بهانهای برای توقف یا انفعال باشد. در چنین شرایطی، ضرورت دارد منابع محدود موجود بهصورت هدفمند به سمت پروژههای اولویتدار هدایت شود تا از تشدید بحران در بخش انرژی جلوگیری شود.»
گاز نیروگاه تامین نمیشود، مجبور به مازوت سوزاندن هستند
از دید او: «این بحران تنها به زمستان محدود نمیشود. در تابستان نیز نیروگاههای کشور که حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز در روز نیاز دارند و در سالهای گذشته این میزان بهراحتی تامین میشد، اکنون با کمبود مواجهاند. میزان گاز تحویلی به نیروگاهها در تابستان حدود ۵۰ میلیون مترمکعب کمتر شده و آنها را به استفاده از سوختهایی مانند مازوت و گازوئیل سوق داده است. در شرایط فعلی حتی نیمی از ۲۵۰ میلیون مترمکعب گاز مورد نیاز نیروگاهها نیز تامین نمیشود.»
ذخایر مازوت پُِرند ولی هوا آلوده
کفش کنان میگوید: «البته برخلاف سال گذشته که مشکل ذخایر گازوئیل و مازوت داشتند امسال نداریم، ولی این مساله با این وجود که کمبود برق را جبران میکند ولی به روشنی بر هوای پاک و آلودگی هوا تاثیر جدی میگذارد.»
قطع صادرات گاز به عراق به اعتبار ایران لطمه میزند ولی چارهای نیست
در خصوص قطع شدن صادرات گاز به عراق و تاثیر آن بر کمبود گاز داخلی، این کارشناس انرژی تصریح میکند: «در فصل زمستان، سیاستگذاری دولت بر تامین نیاز بخش خانگی و تجاری متمرکز میشود و به همین دلیل، ناگزیر در برخی مقاطع صادرات گاز به کشورهای همسایه متوقف میشود؛ اقدامی که هرچند به اعتبار صادراتی کشور لطمه میزند، اما از نگاه تصمیمگیران اجتنابناپذیر است. میزان گاز صادراتی به عراق در مقایسه با مصرف داخلی و مجموع حدود ۲۵۰ میلیارد مترمکعب گاز کشور رقم بالایی محسوب نمیشود، با این حال محدودیتها اجازه تداوم صادرات را نمیدهد. در این شرایط، شرکت گاز تلاش میکند با اتکا به حداقل ظرفیتهای موجود، مدیریت شبکه را بهگونهای پیش ببرد که نیازهای اولویتدار داخلی تامین شود.»
تعطیلی تصمیمی اجباری است اما به اقتصاد ضربه میزند
برای مدیریت کمبود گاز، علاوه بر قطع صادرات به کشورهای همسایه، گزینه تعطیلیها نیز مطرح میشود که به گفته کفشکنان، اگرچه تصمیمی اجباری است، اما بهطور مستقیم به اقتصاد، کسبوکار مردم و حتی دولت آسیب میزند. او با اشاره به تجربه کمبود برق میگوید: «همانطور که در آن حوزه به قطعیها روی آوردیم، در صورت تداوم ناترازی گاز نیز ناچار به تعطیلی خواهیم شد. این در حالی است که پاییز امسال اساسا پاییز سردی نبود و اگر دما پایینتر میآمد، قطعیها و تعطیلیها گستردهتر میشد؛ بهویژه با توجه به اینکه در تابستان نیز گاز صنایع کاهش یافته بود.»
نگرانی از نارضایتی اجتماعی اصلاح تعرفهها را به تعویق انداخته
به اعتقاد او: «ریشه این کمبودها به سیاستگذاریهای نادرست بازمیگردد و نشان میدهد بهدلیل نگرانی از نارضایتی اجتماعی افزایش قیمت انرژی، اصلاح تعرفهها و مدیریت مصرف به تعویق افتاده است. ارزانی گاز برای مصرفکننده باعث شکلگیری مصرف بیرویه شده، در حالی که راهکار، گران شدن گاز برای همه نیست؛ بلکه باید بدمصرفها و پرمصرفها مشمول تعرفه بالاتر شوند و برای مصرفکنندگان خوشمصرف، انرژی با قیمت ارزانتر تامین شود.»
۱۰۰ میلیارد دلار یارانه انرژی را مستقیما به مردم بدهید
به گفته کفشکنان: «راهحل اصولی آن است که یارانههای غیرمستقیم انرژی که بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود، بهجای تزریق به قیمت انرژی، بهصورت پرداخت مستقیم به مردم اختصاص یابد تا آثار مثبت و عادلانهتری به همراه داشته باشد.»
برای معیشت گرانی نه، اما تعطیلی چرا؟
او میافزاید: «ما نگران معیشت مردم هستیم بنابراین انرژی را گران نمیکنیم، اما آیا تعطیلیها معیشت مردم را تحت شعاع قرار نمیدهد؟ ما بین دو انتخاب بد و بدتر گرفتار شدیم و مجبور هستیم راه بد را انتخاب کنیم؛ راهی که بهترین کشورها انتخاب کردند حتی کشورهایی که منابع نفت و گاز دارند همچون نروژ. آنها چطور معیشت مردم را اصلاح کردند؟ جالب توجه است که بخشی از تورم موجود در جامعه وابسته به همین یارانههایی است که پرداخت میشود. اگر قیمتها اصلاح شود ممکن است برخی کسب و کارها آسیب ببینند ولی برخی کسب و کارهای دیگری راه میافتد.»
نبود گاز و انرژی قابل اعتماد، بدتر از گاز گران است
کفش کنان میگوید: «قیمتهای پایین انرژی باعث ناترازی در شبکه شده و این ناترازی منجر به قطع گاز و برق مشترکان، بهویژه صنایع، میشود. برخی از صنایع حتی اعلام کردهاند که حاضرند با قیمت واقعی انرژی هزینه کنند، اما گاز کافی در اختیارشان نیست. در واقع، نبود گاز و انرژی قابل اعتماد، بدتر از گاز گران است؛ چرا که بدون تامین، کسبوکارها حتی با پرداخت هزینه هم قادر به ادامه فعالیت نیستند. اگر قیمتها به سطح واقعی برسد، صنایع میتوانند با برنامهریزی و اطمینان از منابع، فعالیت خود را رونق دهند. مگر حرکت به سمت احداث انرژی خورشیدی و سایر منابع تجدیدپذیر، فرصتهای کسبوکار جدید ایجاد نکرد؟»
در بخش گاز حدود ۱۸ میلیارد مترمکعب بهصورت فلر هدر میرود
این کارشناس انرژی میگوید: «بسیاری از صنایع در حال حاضر مزیت واقعی تولید ندارند، اما با انرژی رایگان و ارزان به سمت تولید کالاهایی میروند که نه برای اقتصاد داخلی سودآورند و نه مزیت رقابتی واقعی دارند. این کالاها با استفاده از انرژی ارزان تولید و سپس صادر میشوند و بهاشتباه به عنوان مزیت تلقی میشوند، در حالی که تولید بهینه اتفاق نمیافتد و انرژی هدر میرود. برای نمونه، در پتروشیمیها اگرچه مزیت رقابتی وجود دارد، اما تولید با انرژی ارزان منجر به هدررفت شدید منابع میشود؛ در بخش گاز حدود ۱۸ میلیارد مترمکعب بهصورت فلر هدر میرود، چرا که سرمایهگذاری برای کاهش این هدررفت بدون اصلاح قیمت انرژی مقرونبهصرفه نیست.»
صنایع سیمانی ایران جزو آلودهکنندهترین صنایع سیمان جهان هستند
او میافزاید: «در صنعت سیمان نیز وضعیت مشابه است؛ گاز مصرفشده در کورهها بهصورت حرارت هدر میرود و واحدهای بازیافت حرارت (WHR) که میتوانند تا ۳۵ درصد برق مورد نیاز کارخانه را تامین کنند، در ایران اجرا نشدهاند، زیرا انرژی ارزان انگیزهای برای سرمایهگذاری ایجاد نمیکند. با واقعی شدن قیمت انرژی، سرمایهگذاری در بازیافت انرژی و حرارت صرفه اقتصادی پیدا میکند و هزینهها بازمیگردد، ضمن اینکه چنین اقداماتی به کاهش آلودگی هوا نیز کمک میکند. صنایع سیمانی ایران در حال حاضر جزو آلودهکنندهترین صنایع سیمان جهان هستند، زیرا حرارت هدررفته آلاینده تولید میکند و مشابه این وضعیت در پتروشیمی و فولاد نیز دیده میشود.»
سوءمدیریت را به گردن تحریم نیاندازیم
کفشکنان میگوید: «در حال حاضر صنایع بهدلیل تحریمها به سمت خرید تجهیزات پربازده و کممصرف حرکت نمیکنند، اما این موضوع نباید باعث شود که سوءمدیریت و سیاستگذاری نادرست را به گردن تحریم بیاندازیم. حتی در صورت نبود تحریم، با ادامه همین سیاستها در حوزه انرژی همچنان با مشکلات جدی مواجه خواهیم شد و تورم ادامه پیدا میکند. تورم زمانی ایجاد میشود که دولت به جای سرمایهگذاری در راهاندازی کسبوکارها، منابع مالی را صرف تامین انرژی میکند و مصرفکننده این منابع را هدر میدهد، در نتیجه دولت در چرخهای ناگزیر برای تامین منابع باقی میماند.»
اشتباهات پیش از انقلاب را ادامه دادیم/ باید در ساختار انرژی جراحی اساسی انجام دهیم
او در نهایت اشاره کرد: «پیش از انقلاب، با وجود نبود تحریم و قیمت بالای نفت، تورم شدید، آلودگی تهران و ترافیک سنگین وجود داشت؛ دلیل اصلی این مشکلات سیاستگذاری اشتباه در حوزه انرژی بود. بعد با ادامه همان سیاستها به همان نقطه رسیدهایم و بنابراین لازم است برای اصلاح شرایط، دست به یک جراحی اساسی در ساختار انرژی و مدیریت مصرف بزنیم.»
منبع: فرارو