اخبار
پوشاک عفیفانه قربانی مانتوی شیشهای و شلوار زاپدار
به گزارش خط بازار؛ سبک زندگی ایرانیاسلامی با انتخاب پوشاک مناسب گره خورده است. اما لباس دخترانهٔ زیبا، عفیفانه و با کیفیت، با قیمت مناسب برای نوجوان و حتی بزرگسالان به ندرت به چشم میخورد. این کمبود، انتخاب لباس را محدود میکند و مانع نهادینه شدن سبک زندگی ایرانیاسلامی در نسل جوان و نوجوان میشود.
در حالی که حجاب بخشی از هویت فرهنگی و سبک زندگی جامعه محسوب میشود، تولیدکنندگان واقعی این حوزه با موانع جدی روبهرو هستند و تلاششان برای ارائهٔ لباسهای مناسب، به سختی پاسخگوی تقاضای موجود است. پیدا کردن لباسهای عفیفانه و زیبا، پوشاک با کیفیت حجاب و اقلام اینچنینی برای بانوان و دختران نوجوان، آنقدر برای خانوادهها دشوار شده که گرانی را میتوان در رتبهٔ دوم این مشکل قرار داد.
«اسدالله سلیمانی» مدیر عامل مؤسسهٔ فرهنگی تولیدی «حجابگستر»، «سید مصطفی آقا سیدیوسف» مؤسس انجمن کارآفرینان اقتصاد مقاومتی پردیس، «فاطمه بشیری» برگزارکنندهٔ رویدادهای مد و لباس و مدیرعامل برند «روزهای طلایی» و «محمدرضا کرمی» مدیر و مؤسس مجموعهٔ «ایرانا حجاب» از تولید محصولات حجاب و درددلهایشان در این باره میگویند.
از چه زمانی و چرا وارد حوزهٔ تولید پوشاک شدید؟
سلیمانی: من در زمان جنگ، بسیاری از لباسهای گرم جبههها را از طریق ستاد جذب کمکهای مردمی تأمین میکردم و تمام امیدم به همان لباسهای خونی است که روزی دستم را بگیرند. زمانی که احساس کردم در حوزهٔ حجاب و سبک زندگی نیاز به فعالیت است، وارد میدان شدم؛ چون بخش اعظم سبک زندگی، پوشاک است.
جوان ما میخواهد سبک زندگی ایرانیاسلامی داشته باشد، اما وقتی وارد مغازه میشود لباس مورد نظرش را پیدا نمیکند. منظور از حجاب برتر صرفاً چادر نیست؛ جوان امروزی نیازهای دیگری هم دارد و طرحهای مناسب و متنوع میخواهد.
من از ۱۲ سالگی در این کار بودهام و هنوز جای پینهٔ قیچی روی انگشتانم هست؛ بنابراین درد را میفهمیدم و میدانستم مشکل حوزهٔ حجاب چیست. این یک صنعت نوپای خودجوش است. در این سالها اتحادیهها و وزارت صمت کجا پاسخگوی نیاز مردم بودند؟ کجا پوشش مناسب را ترویج دادند؟
سال ۹۱ در مصاحبه با روزنامهٔ «آرمان» گفتم باید به چادر یارانه بدهیم. بعدها در دولت آقای روحانی که ارز ۴۲۰۰ تومانی به غذای سگ و گربه و… اختصاص مییافت، هرچه فریاد زدیم به چادر ارز ندادند.
پیشنهاد دادیم یارانهٔ چادر برقرار شود و یک تشکل صنفی ایجاد کنیم تا فعالان این حوزه را دور هم جمع کند. در این ۱۱ سالی که انجمن را تشکیل دادیم، من تقریباً ۱۴۰ جلسه رفتم و مصاحبههای متعددی با خبرگزاریهای مختلف و برنامههای زنده دربارهٔ مشکلات کالاهای حجاب داشتم. مشکلاتی مثل اینکه حجاب پارچهٔ مصرفیاش زیاد است، فروشش کند است، فروشگاهها به ما جا نمیدهند، اجارهٔ مغازهها گران است، و…
سؤال من از دولت جمهوری اسلامی ایران به عنوان امالقرای جهان اسلام این است: با تقدیم ۲۲۰ هزار شهید که ۷۰ درصدشان در وصیتنامههای خود به حجاب تأکید کردهاند، جایگاه تأمین حجاب در این جنگ ترکیبی کجاست؟ من به عنوان یک پدر از کسانی که حجاب را رعایت نمیکنند ناراحتم، اما بحثم فعلاً آنها نیست. صحبت من دربارهٔ آن عدهای است که میخواهند رعایت کنند؛ آیا آنها حق ندارند به پوشاک مناسب دسترسی داشته باشند؟
ما در شعارها میگوییم «حجاب پرچم ماست» و «صهیونیستها به حجاب حمله کردهاند». اگر این واقعیت دارد، که دارد، چه فرقی با حملهٔ نظامی دارد؟ حملهٔ نظامی اگر به تجریش بشود، صدایش را میشنوید؛ اما در ترویج برهنگی و تغییر سبک زندگی، ما را مانند قورباغه آرامآرام میپزند و صدایش را نمیشنوید.
دست تولیدکننده را بستهاند و اسلحهاش را در این جنگ ترکیبی خالی کردهاند، در حالی که ویترینها پر از شلوارهای زاپدار، مانتوهای شیشهای و پوشاک قاچاق است.الان کسی که قانون حجاب را رعایت میکند، تنبیه میشود؛ باید کالای گران بخرد، دسترسی سخت داشته باشد و بازارش هیچ نظارتی نداشته باشد. از آن طرف، برای کسانی که در پوشش هنجارشکنی میکنند فرش قرمز پهن شده است. آقایان مسئول! اینجا جمهوری اسلامی است و هنوز پیکر بسیاری از شهدای ما بازنگشته است.
با دوستانی که در ۵-۶ ماه اخیر به کارگروه مد و لباس آمدهاند کاری ندارم، اما «کارگروه مد و لباس جمهوری اسلامی» که وظیفهاش ساماندهی پوشاک کشور بود، عملاً ۱۷ سال تعطیل بوده است.من ادعای سواد ندارم؛ یک کارگر خیاط و تولیدکنندهام که دغدغهام فرمایش رهبر انقلاب در سال ۹۷ است که فرمودند به دولتیها اتکا نکنید، خودتان شبکه شوید و کار کنید.
گاهی با خود میگویم خاک بر سر ما که «شهید سلیمانی» تا مدیترانه رفت و دو دهه جنگ را از مرزهای ما دور کرد، اما ما نتوانستیم برای پوشش بچههای خودمان کاری کنیم. مدام میگوییم «بپوش، بپوش»؛ اما جوان چه چیزی بپوشد؟ او هم دلش میخواهد لباس خوب و مناسب بپوشد، اما پیدا نمیکند، چون ما به دلیل نفوذ کالای قاچاق و چینی، به سمت تأمین نیاز او نرفتیم.
وقتی غالبِ بازار، پوشیدگی را به حاشیه میراند، یک تولیدکنندهٔ حجاب چطور میتواند ذائقهسازی کند و با نسل نوجوان ارتباط بگیرد؟
بشیری: ما با اقشار مختلفی روبرو هستیم. اما یک قشر هم میخواهد پوشاک مناسب تهیه کند. ولی وقتی به مراکز خرید میرود، چشمش فقط لباسهای باز و غیرپوشیده میبیند. این مسئله نیازمند توجه ویژه و مطالبهگری است.مشکل اصلی اینجاست که مسئولین، تولیدکنندهٔ حجاب را صرفاً یک «فعال اقتصادی» میبینند. تا زمانی که نگاه به صنعت حجاب صرفاً اقتصادی باشد، مشکلات ما حل نخواهد شد. ما یک صنعت «فرهنگی اجتماعی اقتصادی» هستیم. دغدغهٔ اصلی ما فرهنگ است؛ اگر دغدغهٔ فرهنگی نداشتم، دیوانه نبودم که وارد تولید حجاب شوم، چون از نظر صرفاً اقتصادی توجیه ندارد. بنابراین باید ما را با این هویت چندگانه بشناسند و حمایت کنند.
اگر حجاب در خانواده رعایت نشود، بیبندوباری، ابتذال و بیاعتمادی شکل میگیرد و خانواده در آستانهٔ فروپاشی قرار میگیرد.ما در رسانه بسیار ضعیف هستیم. تولیدکننده هیچ تریبونی برای معرفی خودش و محصولش ندارد. در مراکز خرید جایگاهی ندارد. خانوادهها و دختران نوجوان، این محصولات را کجا باید ببینند؟ ما هیچ مرکزیت و تمرکزی نداریم.
تنها حرکتی که انجام دادیم، تجمع در «پاساژ دلگشا» بود که حدود ۷۰-۸۰ واحد را خود تولیدکنندگان حجاب با هزینهٔ شخصی گرفتیم. برای جذابیت بصری، دکورهای سنگین و زیبا زدیم تا قشر خاکستری هم جذب شود. اما همهٔ اینها با وعدههای دروغین مسئولین همراه بود. در رسانهها بهدروغ اعلام کردند که به ما وام دادهاند، حمایت کردهاند و سکوی فروش دادهاند. وعده دادند که «حق شماست در اتوبانها بیلبورد داشته باشید»، اما ندادند.
اگر بخواهیم یک تابلوی تبلیغاتی بزنیم، ما را مثل یک واحد اقتصادی میبینند که باید یک میلیارد تومان پول بیلبورد بدهیم. مگر درآمد تولیدکنندهٔ حجاب چقدر است که چنین پولی برای یک بیلبورد بدهد؟تا کی میتوانیم یکتنه همهٔ بار را به دوش بکشیم؟ بالاخره جایی میبُریم. نتیجهٔ این خستگی، فروپاشی همان تمرکزی است که در «پاساژ دلگشا» شکل گرفته بود. از آن ۷۰-۸۰ برندی که با هزینهٔ شخصی آن طبقه را راهاندازی کردند، انگشتشمار ماندهاند. آنها هم در حال جمعآوری هستند و نهایتاً به امید بازار شب عید، شاید ۶ ماه دیگر دوام بیاورند.
دولت باید به داد ما برسد، وگرنه تولیدکنندهٔ حجاب ورشکست میشود؛ کما اینکه اکثریت ما در آستانهٔ ورشکستگی هستیم. راهکارهای سادهای هم وجود دارد. مثلاً اینکه ادارات و بانکها خریدهای سازمانی خود را به سمت تولیدکنندگان حجاب بیاورند. متأسفانه الان در بانکها و ادارات میبینیم که مانتو و شلوار اداری برچیده شده و جای خود را به «کتوشلوار» داده است.
نظارت بر بازار هم میتواند راهگشا باشد. چرا نهادهای نظارتی بر اجناس و ویترینهای سطح شهر نظارت نمیکنند؟ ما در ویترین مغازهها نمادهای شیطانپرستی میبینیم. من برای برگزاری رویداد حجاب به شهری رفتم و دیدم مغازهای با ۲۰ متر ویترین، در ایام ولادت تماماً لباس مشکی با نمادهای مختلف چیده است. تحقیق کردیم و دیدیم نماد شیطانپرستی است. نه ارشاد در جریان است، نه اصناف و اتحادیه.
ما در حوزهٔ حجاب، کمترین سود ممکن را میگیریم. چون دغدغهٔ فرهنگی داریم و دلمان برای مخاطب میسوزد. بارها خانوادهها مراجعه کردهاند و گفتهاند «خیلی دوست داریم از محصولات شما استفاده کنیم؛ اما پول نداریم.» ما عملاً تبدیل به «مؤسسهٔ خیریه» هم شدهایم؛ نهتنها تولیدمان توجیه اقتصادی ندارد، بلکه تلاش میکنیم به کسانی که توان مالی ندارند کمک کنیم.
چگونه تولیدکنندگان حجاب میتوانند با ارائهٔ محصولات فرهنگی و حمایت از طرحهای ترویجی، سبک زندگی ایرانیاسلامی را در جامعه نهادینه کنند؟
سلیمانی: «کالای فرهنگی» شدن ملزومات حجاب، راهگشای مشکلات است. این مسئله با اینکه «قانون» شده، ابلاغ نمیشود. این موانع باید از پیش پای تولیدکننده برداشته شود.تبعیضها کمر تولیدکنندگان را میشکند. اگر حمایت واقعی صورت میگرفت وضعیت اینطور نبود. من که کل درآمدم در سال شاید به ۳۰۰ میلیون تومان نرسد، ۳۰۰ میلیون تومان مالیات برایم بریدهاند! طلبکار نیستم، دارم کار اقتصادی میکنم. اما چرا برای بغلدستی من که «مانتوی شیشهای» تولید میکند ۲۰ میلیون تومان مالیات بریدهاند؟
ما چندین سال است که «طرح فردوس» را اجرا میکنیم. طرح تعویض چادرهای کهنه با چادرهای نو با حداقل سود، که اصلاً توجیه اقتصادی ندارد، بلکه صرفاً ترویج فرهنگ حجاب است. اولین بار در نمایشگاه قرآن بود که خانمها برای خرید چادر صف کشیدند. در رویداد اخیر خانم بشیری هم پرفروشترین بخش، همین طرح فردوس بود. اما پاسخ مسئولین چه بود؟ سال گذشته ما را تحریم کردند.سال گذشته یکی از آقایان اتحادیه در برنامهٔ زندهٔ «زمانه» گفت «اگر پوشش مناسب پیدا نمیشود، خب خانمها کتوشلوار اداری بپوشند!» من به همان برنامه رفتم و گفتم شما وظیفهٔ ذاتی خودت را انجام بده؛ چهکار دارید مردم چه بپوشند؟ شما باید پوشاک مناسب را تأمین کنید.
در مصلی از غرفههای حجاب چند برابر دیگر غرفهها اجاره میگیرند. این اجارهٔ غرفه و دستمزد فروشندهها مستقیماً میرود روی قیمت مانتو و چادری که دست مشتری میدهیم. ما موانع زیادی داریم که متأسفانه ۹۰ درصد آن از طرف «خودیها»ست؛ کسانی که ادعای انقلابیگری، دغدغهٔ حجاب و اتصال به حاکمیت دارند.
پوشاک یکی از سودآورترین و زودبازدهترین صنایع دنیاست. اگر نگاه منفی و عنادآمیز نسبت به حجاب را کنار بگذاریم، پتانسیل عظیمی داریم. همانطور که فرش دستباف ایرانی در آلمان خریدار دارد (با وجود اینکه هند، پاکستان و افغانستان هم فرش میبافند)، چون اروپاییها «ذوق و هنر ایرانی» را میپسندند، در پوشاک حجاب هم همینطور است.
اگر از این صنعت حمایت شود، قول میدهم بتوانیم به تمام کشورهای اسلامی صادرات داشته باشیم؛ کمااینکه همین الان همکارانی داریم که ملزومات و لوازم حجاب را به ۸-۹ کشور صادر میکنند.بحث رسانه هم هست. اگر من بخواهم کار تجاری شخصی بکنم، خبرگزاریها و صداوسیما حق دارند پول تبلیغات بگیرند. اما وقتی یک کار اجتماعی برای باز کردن گرهای از مشکلات فرهنگی کشور انجام میشود، ماجرا فرق میکند.
تولیدکنندگان ما مظلومانه در پاساژهای مختلف جا گرفتهاند و اجاره و مالیات میدهند، اما صداوسیما حاضر نیست حتی یک زیرنویس برود و آدرس این مراکز را به مردم اعلام کند. تلویزیون حاضر است زمین خوردن «رونالدو» را ۳۰۰ بار تکرار کند، اما حاضر نیست تولیدکنندهای را که برای سبک زندگی ایرانیاسلامی تلاش میکند و اشتغال میآفریند، معرفی کند.
ایجاد اتحادیه چه کمکی به تولیدکنندگان حجاب میکند؟
کرمی: اتحادیههای فعلی، بچههای صنف حجاب را فقط زمانی میشناسند که بخواهند یک فروشگاه تازه تأسیس کنند؛ میآیند تا حق عضویت اولیه را بگیرند. یا زمانی که موعد تمدید حق عضویت سالانه رسیده باشد.ما اخیراً شعبهای در مشهد افتتاح کردیم؛ همان روز اول که کرکره را بالا دادیم، مأمور اتحادیه آمد! همان روز اول اخطاریه دادند که «سریعاً ۴ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان حق عضویت را واریز کنید».
متأسفانه کسانی که آنجا نشستهاند، نه دغدغهٔ حجاب دارند و نه اصلاً میدانند «کالای حجاب» چیست.اگر اتحادیهٔ مستقلی داشته باشیم، حداقل مزیتش این است که مسئولینش دغدغهمندند. حتی اگر هیچ کاری هم نکنند، لااقل میفهمند حجاب چیست. اما اتحادیهٔ پوشاک فعلی تبدیل به یک بنگاه کسبوکار شده که فقط پول ورودی برایش مهم است؛ یا سالی یک بار برای رأیگیری هیئتمدیره زنگ میزنند که حتماً بیایید شرکت کنید، که آن هم از قبل مشخص است چه کسانی قرار است انتخاب شوند.
نه سکوی فروشی ایجاد میکنند و نه حمایتی دارند؛ اگر هم کاری کنند، منافع مالی خودشان در اولویت است. وگرنه این همه پاساژ در تهران داریم؛ اتحادیه یک بار جلسه نگذاشته که به مدیران پاساژها بگوید «اگر میخواهید به واحدهای تجاریتان جواز بدهیم، باید مثلاً ۱۰ واحد را به تولیدکنندگان حجاب اختصاص دهید.»
مردم در این میان چه نقشی دارند؟ آیا کاری از دستشان برمیآید؟
بشیری: مردم باید تولیدکنندهٔ حجاب را بشناسند. نگاه غلط مسئولین که فکر میکنند «اینها تولید میکنند، میفروشند و پولش را به جیب میزنند.» شاید در بین مردم هم وجود داشته باشد. اما وقتی در نمایشگاهها با مردم رودررو صحبت میکنیم، تازه متوجه واقعیت میشوند و با تعجب میپرسند «یعنی واقعاً حمایت نمیشوید؟ یعنی مصلی از شما پول اجاره میگیرد؟» برایشان غیرقابلباور است.
از دور، همه فکر میکنند ما زیر چتر حمایتهای خاص و بودجههای کلان هستیم. من جایی مصاحبه کردم و گفتم باید حمایت شویم، زیر آن مطلب کلی کامنت گذاشتند که «مگه کم خوردین؟ مگه کم بردین؟ مگه کم بهتون دادن؟»کدام حمایت؟ ما حتی از حقوق اولیه و حمایتهای معمولی یک تولیدکنندهٔ عادی هم محرومیم. مثلاً در «پاساژ دلگشا» که ۱۰ طبقهٔ تجاری دارد و طبقهٔ منفی ۵ به کالای حجاب اختصاص داده شده بود، گویندهٔ پاساژ از طبقهٔ مثبت ۳ تا منفی ۶ را یکی یکی اعلام میکرد «مثبت ۳ طلا و جواهر، منفی ۲ فلان…» اما چرا طبقهٔ ما را اعلام نمیکند؟ یا اگر هم میگوید، اعلام میکند «بفرمایید لباس اجتماع!»اعتراض میکردم که مردم نمیدانند «لباس اجتماع» چیست، بگویید «حجاب». میگفتند: «نه خانم! ما نمیتوانیم!» سه سال آنجا بودیم و دریغ از یکبار اعلام اینکه «طبقهٔ منفی ۵ مخصوص عفاف و حجاب ». ما در این حد غریب بودیم. خانم چادری وارد پاساژ میشد اما نمیدانست اگر ۵ طبقه پایین برود میتواند ملزوماتش را تهیه کند.
اینجا نقش رسانه حیاتی است تا آگاهسازی اجتماعی ایجاد کند و به مردم بگوید قشر تولیدکنندهٔ حجاب، مظلوم است و نیاز به حمایت شما دارد. ما در دوران کرونا دیدیم که مردم چقدر زیبا به داد اصناف در حال ورشکستگی رسیدند؛ مثلاً هزینهٔ آرایشگاه را دو سه برابر پرداخت میکردند تا سرپا بمانند.اگر مردم آگاه شوند که منِ تولیدکننده صرفاً به دنبال سود اقتصادی نیستم و دغدغهٔ فرهنگی دارم، قطعاً حمایت میکنند. خوشبختانه در قشر مذهبی میل به خرید کالای ایرانی بالاست، اما مشکل «دسترسی» است.
من در ۱۲ استان رویداد برگزار کردهام. در اصفهان با جمعیتی بالغ بر دو سه میلیون نفر، مسئول اتحادیهٔ پوشاک میگفت از ۱۲ هزار واحد صنفی پوشاک، تنها ۴۴ واحد مربوط به حجاب است که آنها هم پراکندهاند و دسترسی مشخصی ندارند. اما هر جا ما سکوی فروش موقت یا نمایشگاه برگزار کردیم، شاهد استقبال و حمایت پررنگ مردم بودیم.
منبع: فارس