نگرانی اعراب از قدرت بلامنازع منطقه ای ایران/پیامدهای بسته شدن دو تنگه مهم بر اقتصاد جهانی
با بالا گرفتن تنشها در خاورمیانه، کشورهای حوزه خلیج فارس در عین تلاشهای دیپلماتیک فوقالعاده برای جلوگیری از وقوع بدترین سناریوها، با نگرانی پیامدهای ویرانگر هرگونه درگیری احتمالی را پیگیری میکنند.
تاب درگیری دیگری نداریم
یک مقام ارشد دولت امارات متحده عربی، در نشست سران دولتهای جهان در دبی گفت که خاورمیانه نیازی به رویارویی دیگری بین ایالات متحده و ایران ندارد و دو طرف را دعوت کرد که به یک توافق هستهای برسد. این موضوع دلالت بر نگرانیهای فزاینده در منطقه دارد.
به نوشته خبرگزاری رویترز، انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس دولت امارات متحده عربی، در این نشست گفت: «من فکر میکنم که منطقه درگیریهای فاجعهبار مختلفی را پشت سر گذاشته است. فکر نمیکنم به درگیری دیگری نیاز داشته باشیم. دوست دارم مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا منجر به تفاهم شود تا هر روز با این مسائل مواجه نشویم».
یک تحلیلگر روابط بین الملل درباره مذاکرات ایران و آمریکا می گوید: با وجود این مذاکرات هم حمله محتمل است، هم توافق محتمل است. بعضی وقتها دوز دیپلماسی بالا و گاهی دوز جنگ بالا میرود.
او افزود: «آنها باید روابط خود را با ایالات متحده بازسازی کنند. من فکر میکنم از طریق دستیابی به یک توافق، یک توافق سیاسی، یک توافق ژئواستراتژیک گستردهتر که در واقع برای منطقه مفید خواهد بود، ایرانیها نیز در نهایت به آنچه که نیاز دارند، یعنی بازسازی اقتصادشان، کمک میکنند«. امارات متحده عربی، یک قدرت عرب تأثیرگذار در خلیج فارس و متحد نزدیک ایالات متحده، اعلام کرده این مناقشه به یک راه حل بلندمدت نیاز دارد.
تلاطم بازارهای انرژی
در این شرایط به نظر میرسد این تنشها بازارهای انرژی را به شدت متلاطم کرده است.
به نوشته نشنال نیوز، قیمت نفت پنجشنبه گذشته برای اولین بار از ماه جولای، زمانی که آمریکا با تشدید تحریمها، ایران و روسیه را تحت فشار قرار داد، به بالای ۷۰ دلار در هر بشکه رسید. علیرغم روایت «عرضه بیش از حد» برای امسال، قیمتها توسط عوامل موقت پشتیبانی شدهاند: وقفه در تولید ایالات متحده ناشی از طوفانهای زمستانی و کاهش شدید عرضه قزاقستان به دلیل آتشسوزی در میدان کلیدی تنگیز.
قیمت گاز طبیعی اروپا هم ماه گذشته به دلیل هوای سرد طولانی مدت و کاهش ذخایر به شدت افزایش یافت. تهدیدات ژئوپلیتیکی کاخ سفید، اروپا را به این فکر میاندازد که آیا از آتش وابستگی به خطوط لوله روسیه به آتش وابستگی بیش از حد به گاز طبیعی مایع (LNG) آمریکا گریخته است یا خیر.
سردرگمی بازارها
اکنون طیف وسیعی از سناریوهای احتمالی وجود دارد که ممکن است رخ ندهد و یا مانند جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن، به حملات علیه سایتهای موشکی یا هستهای منجر شود که بر صنعت انرژی ایران تأثیری ندارند. اما ایالات متحده و/یا اسرائیل ممکن است به زیرساختهای انرژی داخلی ایران حمله کنند و بر توزیع گاز، برق و سوخت تمرکز کنند. شاید حتی واشنگتن یک کمپین نظامی طولانیتر یا محاصره صادرات نفت را آغاز کند.
ایران هم میتواند مانند سال گذشته که به پالایشگاهی در حیفا، آسیب جدی وارد کرد، به طور مشابه حمله متقابل انجام دهد. ممکن است تلاش کند به تأسیسات گاز فراساحلی اسرائیل که برای تأمین گاز مصر و اردن نیز حیاتی هستند، آسیب برساند. همچنین ممکن است سعی کند به زیرساختهای انرژی منطقهای ضربه بزند، حتی اگر تهدید مکرر به «بستن تنگه هرمز» تا حدی اغراقآمیز باشد.
با چنین عدم قطعیتی، جای تعجب نیست که بازارهای انرژی مطمئن نیستند که چگونه واکنش نشان دهند. این وضعیت با وضعیت ونزوئلا در آغاز امسال در تضاد است. آن ماجرا یک داستان یک طرفه بود: صادرات نفت جمهوری بولیواری پیش از این به شدت کاهش یافته بود و در صورت حمله آمریکا، صادرات نفت فقط میتوانست افزایش یابد.
این در حالی است که در مورد ایران، ماجرا عمدتاً برعکس تصور میشود. صادرات نفت کشور از سال ۲۰۲۲ به شدت رو به افزایش بوده است. با رسیدن به ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه در روز نفت خام و میعانات گازی و ۰.۵ میلیون بشکه در روز محصولات پالایش شده، وقفه در تولید به اندازهای موثر خواهد بود که قیمتها را ۱۵ دلار در هر بشکه یا بیشتر افزایش دهد. با این حال، به نظر میرسد ظرفیت اضافی اوپک، که عمدتاً در اختیار عربستان سعودی و امارات متحده عربی است، برای جبران آن کافی باشد. چین هم، که تاکنون بزرگترین مشتری ایران بوده، میتواند ذخایر استراتژیک خود را کاهش دهد یا نفت روسیه با تخفیف بیشتر را جایگزین کند.
با وجود اینکه ایران سومین تولیدکننده بزرگ گاز در جهان است، مقدرا بسیار کمی از سهم را دارد. مشتری اصلی کشور، ترکیه، گزینههای دیگری دارد، از جمله افزایش خرید LNG – که بازار جهانی را محدود میکند – یا خرید گاز بیشتر از روسیه.
گزینههای دیگر
بنابراین، این ماجرا احتمال آسیب یا اختلال در تولید یا انتقال انرژی خلیج فارس را بالا میبرد. تلاش برای بستن کامل تنگه هرمز ، احتمالا آخرین راه حل خواهد بود.
اما گزینههای دیگری برای تلافی وجود دارد. نیروهای حوثی در یمن نشان دادهاند که چند حمله موشکی، پهپادی و مینهای دریایی تا چه حد میتوانند به طور موثر کشتیها را از یک آبراه حیاتی دور کنند. یک کمپین مشابه در خلیج فارس، انتقال LNG و نفت را متوقف نمیکند، اما آن را محدود میکند و حق بیمه کشتیرانی و بیمه را به شدت افزایش میدهد.
در مورد توافق با ایالات متحده، اوضاع متفاوت به نظر میرسد. حق بیمه ریسک از بین میرود. کاهش یا تعلیق تحریمها میتواند کل تولید ایران را به حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز افزایش دهد و ۳۰۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰۰ بشکه در روز از صادرات کشور را بازگرداند. اگر ایران بتواند به مشتریانی غیر از چین نفت بفروشد، تخفیفها و استفاده پرهزینه از «ناوگان سایه» و دور زدن تحریمها پایان مییابد و حداقل ۸ تا ۱۰ دلار در هر بشکه صرفهجویی میشود.
ریسک ژئوپلیتیکی و میادین نفتی فرسوده ایران
میادین نفتی ایران از نظر فنی گزینه آسانتری نسبت به نفت خام چسبنده ونزوئلا هستند. اما هرگونه تنشزدایی با واشنگتن و همسایگان خلیج فارس، باعث افزایش تولید نفت ایران نخواهد شد. حتی در شرایط سیاسی دوستانهتر، تهران هرگز مکان آسانی برای کار شرکتهای نفتی بینالمللی نبوده است.
میادین نفتی فرسوده کشور به سرمایهگذاری سنگین نیاز دارند و برای تزریق به پروژههای حیاتی بهبود بازیافت نفت، با کمبود گاز مواجه است. در شرایط مطلوب، تولید ۴.۵ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۳۰ محتمل است، افزایشی متوسط اما نه تغییر دهنده بازی.
بنابراین به نظر میرسد ریسک ژئوپلیتیکی قطعاً به سمت افزایش قیمت نفت و گاز متمایل است. برعکس، اگر صلح در خلیج فارس یا کارائیب حاصل شود، بازار آزادتر خواهد شد، اما تغییر چشمگیری نخواهد داشت. در حال حاضر، هیچ یک از بازیگران دقیقاً نمیدانند چه میخواهند یا در مرحله بعد چه خواهند کرد.
سیگنال جدی
امواج مدیا هم در این زمینه نوشت، همزمان با افزایش گمانهزنیها در مورد حمله مجدد آمریکا به ایران، مقامات کشورهای عربی خلیج فارس به دولت دونالد ترامپ در این زمینه هشدار دادهاند. این پویاییها نشان میدهد که نگرانی زیادی در مورد اثرات جانبی بیثباتی در همسایگی این کشورها وجود دارد.
زمانی که ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران حمله کرد و سه سایت هستهای کلیدی کشور را بمباران کرد، کشورهای عربی خلیج فارس به سرعت وضعیت آمادهباش را افزایش دادند. وقتی ایران با شلیک موشک به مقر فرماندهی مرکزی ایالات متحده در خارج از دوحه تلافی کرد، حریم هوایی این کشورها به سرعت بسته شد و آژیرهای حمله هوایی در بحرین، کویت و قطر به صدا درآمد. حمله به پایگاه هوایی العدید، سیگنال بزرگی را به همراه داشت؛ این اولین باری بود که ایران به یک پایگاه آمریکایی در یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس حمله میکرد.
به موازات آن، با توجه به اینکه تنها نیروگاه اتمی ایران در نزدیکی چندین پایتخت عربی خلیج فارس نسبت به تهران قرار دارد، دیپلماتهای شورای همکاری خلیج فارس همچنین به آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مورد عواقب جدی حملات به تأسیسات هستهای هشدار دادند. نگرانی شدیدی در مورد پیامدهای اقتصادی، انسانی و زیستمحیطی، از جمله تهدید مستقیم برای ایمنی تشعشعات و سیستم پادمان هستهای بینالمللی ابراز شد.
محاسبه هزینه و فایده خلیج فارس؛ زلزلهای واقعی در سراسر منطقه
به گفته سلوی سعید، تحللی گر سیاسی کویتی، طرح ایالات متحده برای حمله به ایران در ماه گذشته «به دلیل غیرممکن بودن از نظر نظامی کنار گذاشته نشد»، بلکه از نگاه خلیج فارس، به این دلیل بود که از نظر استراتژیک نادرست بود. به باور خلیج فارس هرج و مرج تعادل را برقرار نمیکند؛ بلکه آن را از بین میبرد. بنابراین، مخالفت با حمله آمریکا نه بر اساس ارزشها یا ایدئولوژی، بلکه بر اساس محاسبهای خشک از هزینه و فایده صورت گرفته است.
به باور عبدالنبی سلمان، معاون رئیس پارلمان بحرین «هرگونه تجاوزی که توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران انجام شود، زلزلهای واقعی در سراسر منطقه ایجاد خواهد کرد، به خصوص اگر چنین حملهای از پایگاههای ایالات متحده انجام شود و کل منطقه را به میدان نبرد تبدیل کند».
خوله مطر، مقام عرب سابق سازمان ملل، هم معتقدست: «هرگونه اقدام نظامی علیه ایران در این برهه تاریخی، نه تنها برای ایران و کشورهای اطراف آن، یعنی کشورهای خلیج فارس، بلکه برای کل منطقه ویرانگر خواهد بود. ایران هشدار داده که پاسخ قاطعی علیه تمام منافع و پایگاههای ایالات متحده در منطقه خواهد داد».
سلمان هشدار داده که حمله نظامی آمریکا «چهره منطقه را کاملاً تغییر خواهد داد که در نهایت به نفع اسرائیل و منافع ایالات متحده در منطقه خواهد بود». او تأکید کرد که پیامدهای اقتصادی آن فوری و شدید خواهد بود. بسته شدن گلوگاههای کلیدی دریایی مانند تنگه هرمز و حتی باب المندب میتواند منجر به «توقف حمل و نقل نفت به جهان خارج» شود و هم منطقه و هم اقتصاد جهانی را در «شرایط بیسابقهای» فرو ببرد.
به گفته سعید، هرگونه اقدام نظامی اثرات جانبی بیشتری خواهد داشت. او گفت: «هرگونه حمله به ایران را نمیتوان از معادله امنیت انرژی، کریدورهای دریایی و قیمت نفت جدا کرد. در طول دهه گذشته، کشورهای عربی خلیج فارس استراتژی آگاهانهای از «مدیریت به جای رویارویی» را دنبال کردهاند و بروز جنگ، سالها دیپلماسی محتاطانه و تعادل استراتژیک را از بین میبرد» او هشدار داد که در چنین سناریویی، صادرات انرژی مختل خواهد شد، در حالی که زیرساختهای حیاتی مربوط به آب و برق میتواند به شدت آسیب ببیند. مسیرهای حمل و نقل دریایی تجاری، که از قبل آسیبپذیر هستند، با خطرات بیسابقهای روبرو خواهند شد و عواقب این امر برای زندگی روزمره میتواند فاجعهبار باشد.
منبع: اقتصادنیوز