اخبار
فحشاخانههای رهبران غربی؛ از «روبیگیت» تا «جزیره اپستین»
به گزارش خط بازار؛افول سیاسی و اخلاقی غرب که در چهرههایی چون ترامپ، اپستین و کلینتون تبلور یافته، نشاندهنده بنبستِ تمدنی است که خدا را از صحنه زندگی حذف کرد تا به خیال خود به آزادی برسد، اما سر از جزیرههای بدنام فحشا درآورد.
نام «جفری اپستین» در تاریخ سیاسی معاصر، دیگر تنها نام یک مجرم نیست؛ بلکه نماد یک «سیستم» است. اپستین جزیرهای را بنا کرد که در آن قانون معنایی نداشت. آنچه پرونده اپستین را از یک جنایت جنسی ساده متمایز میکند، حضور سیاستمداران غربی در این پرونده است. مرگ اپستین در سلول انفرادی، یکی از بزرگترین معماهای قضایی قرن است. چگونه ممکن است در مجهزترین زندان نیویورک، دوربینها همزمان از کار بیفتند و نگهبانان به خوابی عمیق فرو بروند؟ پاسخ این سوال را نه در گزارشهای پزشکی قانونی، بلکه باید در هراسِ قدرتمندانی جستوجو کرد که از لب گشودن او در دادگاه وحشت داشتند. اسنادی که اخیراً با تاخیری سوالبرانگیز منتشر شده، پرده از جنایاتی برمیدارد که حتی تخیل آدمی از پذیرش آن سرباز میزند؛ گزارشهایی از شکنجهها و سوءاستفادههای وحشیانه جنسی که نشان میدهد فساد در این لایه، نه یک انحراف گذرا، بلکه یک سبک زندگی در سایه بوده است.
دونالد ترامپ؛ از هتلهای لوکس تا جزیره فحشا
در میان سیاهه نامهای پیوند خورده با اپستین، نام دونالد ترامپ به شکلی پررنگ خودنمایی میکند. برای مردی که با شعار «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» به قدرت رسید، افشای جزئیات روابط پنهانی و پرداخت حقالسکوتها، بزرگترین ضربه به پرستیژ سیاسی بود. بر همین اساس اتهام پرداخت پول به بازیگران فیلمهای غیراخلاقی برای سکوت در آستانه انتخابات، تنها بخشی از کوه یخ است. گزارشهای فدرال که به دهههای گذشته بازمیگردد، تصویری از فردی را ترسیم میکند که قدرت مالی را ابزاری برای تعرض به حریم دیگران میدیده است. وقتی پرونده آزار یک نوجوان ۱۳ ساله در نیوجرسی مطرح میشود، دیگر بحث بر سر یک «اشتباه شخصی» نیست؛ بلکه سخن از یک الگوی رفتاری بیمارگونه است که دههها استمرار داشته است. این دقیقاً همان نقطهای است که تحلیلگران از آن به عنوان «بیتعادلی روانی و اخلاقی» یاد میکنند؛ سپردن سرنوشت یک ملت به دست کسی که حریم خصوصی و عمومی را فدای امیال جنسی خود میکند.
رابطه «جان اف. کندي» با دختر كارآموز نوزدهساله
فساد در الیت سیاسی آمریکا، ریشهدارتر از دوران ترامپ است. در بهمن ۱۳۹۰ ماجراي رابطه نامشروع «جان اف. کندي» رييسجمهور پیشین آمريكا با يك دختر كارآموز نوزدهساله در قالب كتابي افشاگرانه منتشر شد. «ميمي آلفورد» كه در نوجواني با رييسجمهور آمريكا رابطه نامشروع داشت، با انتشار كتاب «روزي روزگاري يك راز، روابط من با جان اف. كندي و تبعات آن» از اين راز پرده برداشت.به گزارش خبرگزاري فرانسه، «آلفورد» كه بهعنوان يك كارآموز وارد كاخ سفيد شد، در كتاب خود فاش ميكند كه در تابستان سال ۱۹۶۲ رابطه خود را با رييس جمهوري آمريكا آغاز كرد كه ۱۸ ماه ادامه داشت.
جورج بوش پدر و تحقیر زنان
همچنین افشاگریهای مربوط به جورج بوش پدر در سالهای پایانی عمرش، نشان داد که حتی چهرههای به ظاهر سنتی سیاست نیز از این آلودگی مصون نبودهاند. بر همین اساس ۹ مورد اتهام مستقیم، از بازیگران سینما تا نویسندگان، تصویری از سوءاستفاده از جایگاه ریاستجمهوری برای تحقیر زنان ارائه داد.
بیل کلینتون و دروغگویی تحت سوگند
در یک نمونه دیگر، بیل کلینتون با رسوایی مونیکا لوینسکی، استاندارد جدیدی از «دروغگویی تحت سوگند» را در تاریخ آمریکا ثبت کرد. او که با یک رای از برکناری نجات یافت، نشان داد که چگونه ساختار قدرت میتواند برای حفظ بقای خود، چشم بر حقیقت ببندد. این زنجیره، از کندی و بوش و کلینتون تا اتهامات علیه جو بایدن توسط تارا رید، نشاندهنده یک فرسایش سیستماتیک در اخلاقیات طبقه حاکم در غرب است.
خیانت باراک اوباما به همسرش
و باز هم در یک نمونه دیگر، در اردیبهشت ۱۳۸۹ روزنامه آمریکایی «تاب لوید» که بارها رسواییهای اخلاقی و جنسی چهره های سرشناس آمریکا و دیگر کشورهای جهان را برملا کرده، فاش کرد که «باراک اوباما» رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نیز به همسرش خیانت کرده است. «تاب لوید» در این باره نوشت: «باراک اوباما» حدود دو سال پیش، یعنی زمانی که عضو مجلس سنای آمریکا بود، به همسرش خیانت کرد و با خانم «ویرا پیکر» که از اعضای ستاد انتخاباتیش بوده و در جمع آوری کمک مالی برای تبلیغات انتخاباتی «اوباما» تلاش بسیار زیادی کرد، در یکی از هتلهای شهر واشنگتن هم بستر شد. این روزنامه آمریکایی همچنین با ادعای اینکه تعدادی عکس و تصاویر ویدئویی از این مسأله در اختیار دارد، تاکید کرد که این اتفاق مربوط به سال ۲۰۰۸ میلادی است. نکته قابل تأمل اینجاست که پایگاه اینترنتی این روزنامه پس از قرار دادن این خبر بر روی صفحه خود، بلافاصله به دلایل نامعلوم و اعلام نشدهای فیلتر شد. این روزنامه پیش از آن نیز ماجرای رسوایی اخلاقی «بیل کلینتون» رئیس جمهور پیشین آمریکا با «مونیکا ولوینسکی» را فاش کرد.
برلوسکونی، رکورددار پارتیهای غیراخلاقی
در اروپا نیز وضعیت بهتر نیست. سیلویو برلوسکونی در ایتالیا، رکورددار تلفیق سیاست با پارتیهای غیراخلاقی بود. ماجرای «روبیگیت» و دختران زیر سن قانونی، تنها یک رسوایی رسانهای نبود؛ بلکه سقوط اخلاقی یک ملت در قامت نخستوزیرش بود. نکته قابل تأمل اینجاست که برلوسکونی با وقاحتی مثالزدنی، حریم خصوصی خود را بهانهای برای فرار از پاسخگویی قرار میداد.
رئیس جمهور فرانسه و روابط موازی
در فرانسه نیز فرانسوا اولاند با عبور از سنتهای خانوادگی و مذهبی، نوع جدیدی از «ریاستجمهوری بیقید» را به نمایش گذاشت. روابط موازی او با والری تریروایلر و سپس ژولی گایه، و ترددهای پنهانی او با موتور سیکلت برای قرارهای غیررسمی، نهتنها شأن کاخ الیزه را پایین آورد، بلکه نشان داد که چگونه انحرافات اخلاقی میتواند تعهدات انسانی را به بازی بگیرد.
فساد اخلاقی و فساد مالی، دوقلوهای به هم چسبیده در انگلیس
حتی در ساختارهای امنیتی رژیم صهیونیستی نیز، موشه کاتساو با اتهام تجاوز به عنف، لکه ننگی را بر جای گذاشت که به زندانی شدن رئیس این رژیم منجر شد. در انگلیس نیز بوریس جانسون با سوءاستفاده از بودجه عمومی برای روابط شخصیاش در زمان شهرداری لندن، نشان داد که فساد اخلاقی و فساد مالی، دوقلوهای به هم چسبیدهای هستند که همواره در کنار هم رشد میکنند.
در مجموع، آنچه در این بررسی گذشت، هشداری جدی است درباره افول تمدنی که قدرت را از اخلاق جدا کرده است. وقتی اسناد اپستین با سانسور منتشر میشوند، وقتی حقالسکوتها جایگزین عدالت میشوند و وقتی سران کشورهای غربی درگیر پروندههای تعرض هستند، جهان با یک بحران مشروعیت روبروست. عصر حاضر، عصر فروریختن بتهایی است که پشت دیوارهای بلند کاخها پنهان شده بودند. واقعیت تلخ این است که تا زمانی که «قدرت» بدون «نظارت اخلاقی» باقی بماند، جزیرههای اپستین در گوشه و کنار جهان به بازتولید خود ادامه خواهند داد.
تقابل فضیلت و رذیلت؛ چرا دشمنی با این جریان یک افتخار است؟
در میانه این تاریکزارِ انحطاط که در آن قدرت با پلیدی پیوندی ناگسستنی خورده است، یک حقیقت روشن خودنمایی میکند و آن اینکه، ایستادن در جبهه مقابل این جریان، نهتنها یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورتِ متعالیِ انسانی و اخلاقی است. ما امروز با سربلندی و افتخار اعلام میکنیم که دشمنِ سوگندخورده این دستپروردگان فساد و سیاستمداران غرق در منجلاب هستیم. دشمنی با کسانی که حریم خانواده را ویران کرده، کرامت زن را به کالایی در بازارهای زیرزمینی بدل ساخته و با تکیه بر ثروتهای بادآورده، شبکههای قاچاق انسان و استثمار کودکان را هدایت میکنند، برای ما نه یک چالش، بلکه یک مدال افتخار و گواهی بر سلامت مسیرمان است.این تقابل، جنگ میان دو جهانبینی است؛ جهانی که در آن انسان، خلیفةالله و دارای کرامتی ذاتی است، در برابر جهانی که انسان را تنها تودهای از گوشت و شهوت میبیند که باید در خدمت لذتِ صاحبان قدرت باشد. افول سیاسی و اخلاقی غرب که امروز در چهرههایی چون ترامپ، اپستین و کلینتون تبلور یافته، نشاندهنده بنبستِ تمدنی است که خدا را از صحنه زندگی حذف کرد تا به خیال خود به آزادی برسد، اما سر از جزیرههای بدنام فحشا درآورد. ما افتخار میکنیم که در تضاد مطلق با این سیستمِ پوسیده هستیم و افتخار میکنیم که دشمنِ کسانی هستیم که به نام دموکراسی، وحشیانهترین غرایز را بر سرنوشت ملتها حاکم کردهاند.
منبع: فارس