سه سناریو درباره واکنش ایران در تنگه هرمز
به گزارش خط بازار؛ احتمال عملیات نظامی جدید اسرائیل و آمریکا علیه ایران، تهدیدهای قابل توجهی را برای لجستیک دریایی خلیج فارس به ویژه صادرات نفت و گاز از منطقه ایجاد میکند.
نیروی دریایی ایالات متحده در واکنش به تشدید تنشها با ایران، ناو هواپیمابر هستهای آبراهام لینکلن، را از دریای چین جنوبی به سمت منطقه تحت مسئولیت فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) در غرب آسیا تغییر مسیر داد. این جابجایی چند روز طول خواهد کشید تا این ناو هواپیمابر به آبهای نزدیکتر به خلیج فارس برسد. در کنار این ناو هواپیمابر، داراییهای نظامی ایالات متحده از جمله جنگندههای F-۱۵E Strike Eagles و هواپیماهای سوخترسان در حال استقرار یا جابجایی هستند تا قدرت هوایی در منطقه را تقویت کنند، آمادگی رزمی را افزایش دهند.
اهمیت آبراه هرمز
براساس گزارش اسپیشیال اوراسیا؛ واشنگتن از لحاظ تاریخی از جابجایی نیرو و تغییر موضع مانند انتقال ناوهای هواپیمابر، استقرار جنگندهها و تجهیزات هوایی، برای تأثیرگذاری بر محاسبات ایران بدون ورود به خصومت کامل استفاده میکند. در واقع این الگو نشاندهنده بازدارندگی قهری بوده، نه آغاز جنگ از پیش تعیینشده. به باور کارشناسان، استقرار فعلی ناوهای هواپیمابر هدف دوگانهای را دنبال میکند، اعمال فشار راهبردی بر جمهوری اسلامی ایران و اطمینان دادن به شرکای منطقهای، بهویژه اسرائیل، جهت تعهد ایالات متحده به امنیت آنها.
در طول سالهای گذشته، فشار راهبردی اسرائیل با ترغیب اقدامات شدید علیه ایران، تصمیمگیری ایالات متحده را پیچیده کرده است. در حال حاضر، آمادگی تلآویو برای مقابله مستقیم با قابلیتهای تهران، فشار بر واشنگتن را برای ارائه حمایت نظامی قویتر افزایش میدهد و خطر تشدید تنش را تقویت میکند.
این رسانه می افزاید: با این حال، ایالات متحده باید فشار رژیم اسرائیل را با نگرانیهای سایر شرکای خلیج فارس مانند عربستان سعودی، قطر، عمان که نسبت به حملات عجولانه متعادل کند، زیرا میتواند منطقه را از نظر اقتصادی و نظامی بیثبات کند. در صورت حمله واشنگتن به ایران، تهران میتواند با انجام حملاتی علیه پایگاههای نظامی ایالات متحده در سراسر خلیج فارس از جمله در کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی، علیه اسرائیل و کشتیهای دریایی ایالات متحده در خلیج فارس، تنگه هرمز یا دریای عرب، پاسخ دهد. باید توجه داشت که هنوز گروههای طرفداران ایران مانند حزبالله، انصارالله و شبهنظامیان شیعه در عراق، نفوذ آن را افزایش میدهد و هرگونه تشدید تنش میتواند باعث حملات نامتقارن علیه متحدان و منافع ایالات متحده در سراسر شام و دریای سرخ شود.
تنگه هرمز یکی از مسیرهای اصلی ترانزیت جهانی از منطقه نفتخیز خلیج فارس به مشتریان آن در آمریکا، آسیا و اروپا است. تقریباً ۲۰ درصد از نفت جهان از طریق این تنگه حمل میشود که ثبات حمل و نقل را برای بازار جهانی نفت بسیار مهم میکند.
در این میان، درگیری در خلیج فارس تأثیر قابل توجهی بر بازارهای جهانی نفت و گاز خواهد داشت، که ناشی از افزایش خطر اختلال در عرضه، به ویژه در گلوگاههای حیاتی مانند تنگه هرمز و دریای سرخ است. هرگونه اختلال در تردد نفتکشها میتواند واکنشهای نظامی هماهنگ از سوی قدرتهای منطقهای و متحد را برانگیزد. از سوی دیگر، ایالات متحده، به عنوان یک تولیدکننده و صادرکننده بزرگ انرژی، در مقایسه با اقتصادهای وابسته به واردات در موقعیت بهتری برای جذب شوکهای قیمتی قرار خواهد داشت و میتواند به طور بالقوه از افزایش تقاضا برای صادرات انرژی خود در بحبوحه افزایش هزینههای جهانی و اختلالات اقتصادی بهرهمند شود.
تشدید احتمالی تنش میتواند بر لجستیک منطقهای، از جمله ترانزیت نفت و گاز طبیعی از خلیج فارس، تأثیر بگذارد. در طول جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، ایران احتمال بستن تنگه هرمز را برای مجبور کردن ایالات متحده و اسرائیل به توقف حملات بررسی کرد. تنگه هرمز یکی از مسیرهای اصلی ترانزیت جهانی از منطقه نفتخیز خلیج فارس به مشتریان آن در آمریکا، آسیا و اروپا است. تقریباً ۲۰ درصد از نفت جهان از طریق این تنگه حمل میشود که ثبات حمل و نقل را برای بازار جهانی نفت بسیار مهم میکند.
در اوایل ماه جاری، ایران رزمایشهای موشکی را در چندین مکان در سراسر کشور برگزار کرد. با وجود اینکه هر دو طرف از پتانسیل نظامی برای تبدیل خلیج فارس به میدان نبرد برخوردارند، احتمال بستن تنگه هرمز توسط تهران به تهدیدی بستگی دارد که جنگ جدید با تل آویو و واشنگتن ایجاد خواهد کرد.
با وجود پایگاههای نظامی ایالات متحده در خلیج فارس، ایران ابزارهای زیادی برای تأثیرگذاری بر لجستیک دریایی از جمله مینهای دریایی، زیردریاییها و موارد دیگر، در اختیار دارد. از جمله دلایل اصلی سفر اخیر نتانیاهو به واشنگتن، افزایش تولید موشکهای بالستیک ایران پس از جنگ ۱۲ روزه است. این موشکها میتوانند در صورت وقوع درگیری نظامی مستقیم با ایران، زیرساختهای بندری و تأسیسات نظامی ایالات متحده در خلیج فارس تهدید کنند. در اوایل ماه جاری، ایران رزمایشهای موشکی را در چندین مکان در سراسر کشور برگزار کرد. با وجود اینکه هر دو طرف از پتانسیل نظامی برای تبدیل خلیج فارس به میدان نبرد برخوردارند، احتمال بستن تنگه هرمز توسط تهران به تهدیدی بستگی دارد که جنگ جدید با تل آویو و واشنگتن ایجاد خواهد کرد.
سناریوهای ریسک
عملیات نظامی محدود علیه ایران: عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل همان مقیاس و تاکتیکهای جنگ ژوئن ۲۰۲۵ را تکرار خواهد کرد، یعنی حملات محدود هوایی علیه سیستمهای دفاع هوایی، تأسیسات تولید موشکهای بالستیک و تأسیسات هستهای دنبال میشود. در این سناریو، ایران به دلیل تهدید جزئی، انگیزه کمی برای بستن واقعی تنگه هرمز دارد. بنابراین، احتمال بستن تنگه اندک است.
عملیات نظامی گسترده علیه ایران: تشدید عملیات نظامی توسط اسرائیل و ایالات متحده در مقایسه با ژوئن ۲۰۲۵، از جمله حمله به تأسیسات تولید نفت ایران در خلیج فارس، لجستیک تولید و صادرات نفت ایران. در این سناریو، انگیزه برای بستن واقعی تنگه به دلیل تهدید اقتصادی بالا، افزایش خواهد یافت. احتمال بسته شدن کوتاه مدت تنگه برای نشان دادن جدیت تهدیدات ایران به ایالات متحده و مخاطبان جهانی وجود دارد. در مجموع، احتمال بسته شدن تنگه متوسط است.
جنگ بزرگ علیه ایران: تشدید قابل توجه عملیات نظامی اسرائیل و آمریکا، از جمله یک عملیات نظامی تمام عیار زمینی توسط نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل نیز محتمل است. در این سناریو، ایران احتمالاً تنگه هرمز را با هدف وادار کردن واشنگتن به توقف جنگ یا ترغیب کشورهای آسیایی به استفاده از ابزارهای دیپلماتیک برای پایان دادن به اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل، خواهد بست.
تشدید تنش نظامی علیه ایران پیامدهای گستردهای خواهد داشت که فراتر از میدان نبرد مستقیم گسترش مییابد. واکنشهای ایران احتمالاً بر اقدامات تلافیجویانه علیه اسرائیل و داراییهای نظامی متحدان آمریکا در خلیج فارس متمرکز خواهد بود که زیرساختهای حیاتی دریایی و انرژی را تهدید میکند.
در مجموع، احتمال عملیات نظامی جدید اسرائیل و آمریکا علیه ایران، تهدیدهای قابل توجهی را برای لجستیک دریایی خلیج فارس ایجاد میکند. اگرچه تهران از قابلیتهای نظامی لازم برای بستن تنگه هرمز برخوردار است، اما به باور کارشناسان احتمال چنین رویدادی بستگی به شرایط دارد. شرکتهای تولیدکننده نفت و گاز که در خلیج فارس فعالیت میکنند، باید توجه خود را به مذاکرات اسرائیل و آمریکا در مورد عملیات نظامی احتمالی علیه ایران افزایش دهند.
تشدید تنش نظامی علیه ایران پیامدهای گستردهای خواهد داشت که فراتر از میدان نبرد مستقیم گسترش مییابد. واکنشهای ایران احتمالاً بر اقدامات تلافیجویانه علیه اسرائیل و داراییهای نظامی متحدان آمریکا در خلیج فارس متمرکز خواهد بود که زیرساختهای حیاتی دریایی و انرژی را تهدید میکند. همچنین، هرگونه تلاشی برای ایجاد ناآرامی، میتواند انسجام داخلی در ایران را تقویت کند. از نظر منطقهای، درگیری احتمال رویارویی گستردهتر با مشارکت بازیگران غیردولتی متحد را افزایش میدهد و جریان انرژی از خلیج فارس را مختل میکند که پیامدهای اقتصادی جهانی را به همراه خواهد داشت. هرچند ایالات متحده احتمالا تا حدی از شوکهای انرژی مصون بماند، اما تأثیر کلی آن افزایش نوسانات، بیثباتی طولانیمدت و کاهش چشمانداز آن برای یک راهحل سیاسی پایدار خواهد بود.
منبع: تحلیل بازار