سرنوشت ایران، ونزوئلا می شود؟
به گزارش خط بازار؛ رسانه های معتبر بین المللی تاب آوری اقتصاد ایران در برابر تحریم ها را «بی نظیر» عنوان میکنند.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، تاریخ اقتصاد سیاسی جهان در یک قرن اخیر، کمتر نمونهای را به خود دیده است که کشوری تحت شدیدترین، پیچیدهترین و هوشمندترین نظام تحریمی (Sanctions Regime) قرار گیرد و همچنان سرپا بماند. استراتژیستهای «فشار حداکثری» در واشنگتن، با طراحی تحریمهای ثانویه، بستن سوئیفت، تحریم بانک مرکزی و صفر کردن صادرات نفت، بر روی کاغذ محاسبه کرده بودند که اقتصاد ایران نهایتاً ظرف ۶ ماه تا یک سال دچار فروپاشی کامل (Total Collapse) خواهد شد. آنها منتظر قحطی، توقف کامل نیروگاهها و فلج شدن سیستم حملونقل بودند.
اما امروز، با گذشت چندین سال از آغاز آن جنگ تمامعیار اقتصادی، اگرچه سفره مردم کوچک شده و تورم بر معیشت سایه افکنده، اما «سازه اصلی اقتصاد» نه تنها فرونریخت، بلکه در بسیاری از بخشها پوستاندازی کرد و واکسینه شد. گزارش پیش رو با استناد به دادههای نهادهای بینالمللی و اعترافات رسانههای غربی، به بررسی پدیده «تابآوری خیرهکننده» (Resilience) اقتصاد ایران میپردازد.
۱) اعتراف جهانی به یک واقعیت انکارناپذیر
در محافل آکادمیک و رسانهای غرب، دیگر صحبت از «تغییر رژیم از طریق فشار اقتصادی» رنگ باخته است. اکنون سوال اصلی تحلیلگران غربی این است: «ایران چگونه دوام آورد؟»
۱. فایننشال تایمز و «اقتصاد تطبیقپذیر» ایران: روزنامه فایننشال تایمز (Financial Times) در سلسله گزارشهایی که طی سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ منتشر کرده، بارها به این نکته اشاره کرده است که اقتصاد ایران از شوک اولیه خارج شده است.
این رسانه انگلیسی مینویسد: تجار و تولیدکنندگان ایرانی یاد گرفتهاند چگونه بدون غرب زندگی کنند. آنها زنجیرههای تامین خود را تغییر دادند، به سمت تولید داخلی رفتند و بازارهای جدیدی یافتند. اقتصاد ایران اکنون در وضعیتی است که میتوان آن را “تعادل در تحریم” نامید. رشدی که در بخشهای غیرنفتی دیده میشود، نشان میدهد فشار حداکثری نتوانست قلب تپنده تولید ایران را متوقف کند.
۲. فارین افرز: شکست استراتژی آمریکا نشریه معتبر «فارین افرز» (Foreign Affairs) در مقالهای تحلیلی با بررسی شاخصهای کلان اقتصادی ایران، اذعان میکند که تحریمها تنها توانستند رشد را کند کنند، اما نتوانستند اقتصاد را از بین ببرند.
نویسندگان این نشریه تاکید میکنند که سیاستگذاران آمریکایی «تنوع و عمق اقتصاد ایران» را دستکم گرفته بودند. ایران برخلاف عراقِ دوران صدام یا ونزوئلا، یک اقتصاد تکمحصولی محض نیست و دارای زیرساختهای عظیم صنعتی و کشاورزی است.
۳. بانک جهانی: بازگشت به رشد مثبت دادههای بانک جهانی (World Bank) که معمولاً با سختگیری و محافظهکاری درباره ایران منتشر میشود، نشان میدهد که اقتصاد ایران توانسته در سه سال گذشته بهطور پیاپی رشد مثبت اقتصادی (GDP Growth) را تجربه کند.
اگرچه این رشد بین ۳ تا ۵ درصد نوسان داشته، اما همین که عدد «منفی» نیست، خط بطلانی بر تئوری فروپاشی است. بانک جهانی در گزارش «چشمانداز اقتصادی» خود تایید میکند که بخش خدمات و صنایع ایران توانستهاند پس از شوک کرونا و تحریم، خود را بازیابی کنند.

۲) کالبدشکافی تابآوری؛ چرا ایران ونزوئلا نشد؟
مقایسه ایران با کشورهایی نظیر ونزوئلا که زیر فشار تحریم کمر خم کردند، نشاندهنده تفاوتهای ساختاری اقتصاد ایران است. کارشناسان بینالمللی ۴ دلیل اصلی برای این مقاومت بینظیر ذکر میکنند:
الف) تنوع اقتصادی (Diversification) و فرار از نفرین نفت: بزرگترین توفیق اجباری تحریمها برای ایران، کاهش وابستگی بودجه به نفت بود. پیش از تحریمها، نفت خام بخش عمده درآمدهای ارزی را تشکیل میداد. اما امروز، صادرات غیرنفتی ایران (پتروشیمی، فولاد، مواد غذایی، مصالح ساختمانی) سهم قابلتوجهی از ارزآوری را بر عهده گرفته است.
صنعت پتروشیمی: صنعت پتروشیمی ایران به عنوان خط مقدم ارزآوری، با تنوع بخشیدن به محصولات و بازارهای صادراتی، عملاً تحریمپذیر نبودن خود را اثبات کرد.
صنعت فولاد: ایران طبق آمار «انجمن جهانی فولاد» (World Steel Association)، همچنان در میان ۱۰ تولیدکننده برتر فولاد جهان قرار دارد و تحریمها نتوانستهاند موتور این صنعت را خاموش کنند.

لازم به ذکر است صادرات غیر نفتی ایران در طول سال های تحریم اگرچه با چالش هایی همراه شده، اما هیچ گاه روند ان متوقف نشده است. به عنوان مثال صرفا در سال ۱۴۰۳، ایران تونساته نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داشته باشد، که عددی کم سابقه در صادرات غیر نفتی محسوب می شود.
این درامد های ارزی، توانسته یکی از ستون های اقتصاد ایران را در سالهای اخیر تشکیل دهند. از طرفی به دلیل ماهیت این مدل از صادرات که به گفته کارشناسان چندان تحریم پذیر نیستند، عملا فشار های بین المللی برای محدود کردن صادرات نفتی ایران را بی اثر و خنثی کرده اند.

ب) جایگزینی واردات و احیای تولید ملی: افزایش نرخ ارز و محدودیتهای وارداتی باعث شد واردات بسیاری از کالاها که پیشتر از خارج تامین میشد، غیرصرفه یا ممنوع شود. این «حفاظ تعرفهای و تحریمی» فرصتی طلایی برای تولیدکنندگان داخلی ایجاد کرد. گزارشهای میدانی نشان میدهد در صنایع لوازم خانگی، پوشاک و قطعهسازی، سهم بازار برندهای ایرانی به شدت افزایش یافته است.
اندیشکده «شورای آتلانتیک» (Atlantic Council) در این باره مینویسد: «ایرانیها استاد تبدیل تهدید به فرصت هستند؛ کارخانههایی که زمانی تعطیل بودند، اکنون برای پر کردن خلاء برندهای خارجی فعال شدهاند.»
ج) شبکه هوشمند دور زدن تحریمها ایران: با ایجاد شبکهای پیچیده از صرافیها، شرکتهای پوششی و ناوگان حملونقل دریایی (که غرب به آن ناوگان ارواح یا Ghost Fleet میگوید)، توانست محاصره دریایی و بانکی را بشکند.
بلومبرگ (Bloomberg) در گزارشی با ابراز شگفتی نوشت: «صادرات نفت ایران به چین به بالاترین حد در سالهای اخیر رسیده است و سیستم مالی آمریکا نتوانسته جلوی جریان پول به سمت تهران را بگیرد.»
د) دیپلماسی همسایگی و نگاه به شرق: چرخش استراتژیک ایران از غرب به سمت شرق و همسایگان، اکسیژن تازهای به اقتصاد تزریق کرد. عضویت در پیمان شانگهای و گروه بریکس (BRICS)، و افزایش تجارت با عراق، ترکیه، روسیه و کشورهای آسیای میانه، بازارهای جدیدی را برای کالاهای ایرانی گشود. این اقدام عملاً تحریمهای غرب را «کماثر» کرد، چرا که غرب دیگر تنها بازیگر اقتصاد جهانی نیست.
۳) وضعیت بدهی خارجی؛ برگ برنده پنهان ایران
یکی از شاخصهایی که اقتصاددانان غربی را متحیر کرده است، نسبت «بدهی خارجی به تولید ناخالص داخلی» (External Debt to GDP) است. در حالی که بسیاری از کشورهای منطقه و حتی کشورهای توسعهیافته با بحران بدهی خارجی دستوپنجه نرم میکنند، ایران به دلیل عدم دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی و انضباط اجباری مالی، یکی از کمترین نسبتهای بدهی خارجی در جهان را دارد.
صندوق بینالمللی پول (IMF) در دیتابیس خود تایید میکند که بدهی خارجی ایران “نزدیک به صفر” (در مقیاس کلان) است. این یعنی برخلاف کشورهایی که با یک شوک ارزی ورشکست میشوند زیرا باید اقساط وامهای دلاری بدهند، اقتصاد ایران از این ناحیه آسیبپذیر نیست. این “استقلال مالی” یکی از ارکان تابآوری است که کمتر به آن پرداخته شده است.
۴) واقعیتهای تلخ در کنار دستاوردهای بزرگ
رسالت خبری ایجاب میکند که در کنار بیان نقاط قوت، به هزینههای این جنگ نیز اشاره شود. گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور تحریمها (آلنا دوهان) در گزارش خود تایید کرد که تحریمهای آمریکا نقض حقوق بشر بوده و فشار مستقیمی بر بیماران و اقشار آسیبپذیر وارد کرده است. اقتصاد ایران اگرچه «فرونپاشید»، اما «کوچک» شد. تورم مزمن بالای ۴۰ درصد در چند سال اخیر، قدرت خرید طبقه متوسط را کاهش داده است.
اما نکته کلیدی این گزارش در اینجاست که، هدف غرب «کوچک کردن سفره مردم» نبود، هدف آنها «از هم پاشیدن شیرازه کشور» بود. اینکه امروز همچنان برق در شبکه جریان دارد، قفسه فروشگاهها مملو از کالاست، سیستم بانکی کار میکند و پروژههای عمرانی افتتاح میشوند، یعنی «ساختار» حفظ شده است. مشکلات معیشتی ناشی از تحریم و برخی سوءمدیریتها است، اما وجود و بقای سیستم اقتصادی، یک پیروزی استراتژیک است.
پایان عصر سلاح تحریم
جمعبندی گزارشهای بینالمللی و واقعیتهای میدانی ما را به یک نتیجه روشن میرساند که اقتصاد ایران از مرحله «بقا» عبور کرده و وارد مرحله «احیا» شده است. تابآوری ایران پیام مهمی برای جهان داشت؛ اینکه در قرن بیست و یکم، دیگر نمیتوان کشوری با مختصات ژئوپلیتیک و ظرفیتهای ایران را منزوی کرد.
همانطور که ریچارد نفیو (معمار تحریمهای ایران در دولت اوباما) در کتاب «هنر تحریمها» هشدار داده بود: «اگر کشور هدف بتواند درد را تحمل کند و خود را با شرایط تطبیق دهد، تحریمها خاصیت خود را از دست میدهند.» به نظر میرسد این پیشبینی اکنون محقق شده است. ایران نه تنها نشکست، بلکه فرمول شکستناپذیری در جنگ اقتصادی را کشف کرد که اکنون مورد مطالعه سایر کشورهای تحت تحریم نیز قرار گرفته است.
منبع: تسنیم