رسوایی شبکه بهایی منوتو در کشتهسازی؛ بهشتی زنده است!
به گزارش خط بازار؛ در تازهترین پرده از جنگ روانی رسانههای معاند، شبکه Manoto “مبینا بهشتی” را در فهرست کشتهشدگان قرار داد.
در اغتشاشات اخیر، آنچه بیش از آتش زدن اموال عمومی و حمله به نمادهای اجتماعی به چشم آمد، آتشی بود که در ذهنها افروخته شد؛ آتشی ساختهشده نه از واقعیت، بلکه از تصویرسازی، تحریف و دروغ. رسانههای معاند، بهویژه شبکههایی چون ایران اینترنشنال، بار دیگر نشان دادند که مأموریتشان روایت حقیقت نیست، بلکه مهندسی ادراک عمومی است؛ حتی اگر این مأموریت با «کشتهسازی دروغین» پیش برود.
در این الگو، حقیقت اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است «اثر روانی» خبر است. نام، عکس، سن، محل زندگی و یک روایت احساسی کافیست تا افکار عمومی به سمتی هدایت شود که طراحان جنگ شناختی میخواهند. در این میان، انسانها به «ابزار» تبدیل میشوند؛ حتی اگر زنده باشند.
تازهترین نمونه: مبینا بهشتی؛ زنده، اما کشتهشده در رسانه.
در تازهترین پرده از این سناریو، رسانههای معاند از جمله اینترنشنال، مبینا بهشتی، دختر اهل گرگان را در فهرست کشتهشدگان اغتشاشات معرفی کردند؛ خبری که با سرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر شد و بهعنوان سندی دیگر از «سرکوب» به مخاطبان القا شد.
اما واقعیت چه بود؟
مبینا بهشتی زنده است. نه کشته شده، نه قربانی اغتشاشات. تنها قربانی این ماجرا، حقیقت بود. میبا میگوید بعد از چند قطعی اینترنت، وقتی به اینترنت وصل شدم فقط عکسهای خودم را به عنوان کشتهشده اغتشاشات دیدم؛ واقعا در تعجبم که چه کسی این کار کرده ایست؟ من در صحت و سلامتی کامل هستم؛ چرا باید عکس و فیلم کشته شدن من پخش بشه؟ خواهش میکنم حرف رسانههای خارجی را باور نکنید؛ جز اینکه به ما دروغ بگویند حرفی برای گفتن ندارند!
اینجا دیگر با «خطای خبری» طرف نیستیم؛ این یک دروغ هدفمند است. وقتی رسانهای بدون راستیآزمایی، بدون منبع معتبر و بدون پاسخگویی، انسانی زنده را کشته معرفی میکند، یعنی حقیقت برایش هیچ ارزشی ندارد و خبر، صرفاً یک گلوله در جنگ روانی است.

چرا کشتهسازی؟
رسانههای معاند بهخوبی میدانند که «عدد کشتهها» در ذهن مخاطب، نقش کلیدی دارد. هر نام، یک موج احساسی میسازد؛ هر تصویر، یک خشم تازه. در این فضا، دیگر کسی دنبال حقیقت نمیرود. احساسات جای عقل را میگیرد و جامعه دچار اغتشاش ذهنی میشود؛ همان چیزی که اتاقهای فکر خارجی بهدنبال آن هستند.
کشتهسازی، مکمل آشوب خیابانی است. اگر خیابان آرام شود، رسانه باید آن را شعلهور نگه دارد؛ حتی با دروغ.
رفتار اینترنشنال و همقطارانش، بیش از آنکه شبیه یک رسانه باشد، به اتاق عملیات روانی شباهت دارد. انتخاب واژهها، زمان انتشار، تکرار هدفمند خبرهای تأییدنشده و بیتوجهی کامل به تکذیبها، همگی نشان میدهد که با یک پروژه طرفیم، نه با روزنامهنگاری.
در این پروژه، حقیقت قربانی اول است و اعتماد عمومی قربانی بعدی. وقتی مردم بارها با اخبار دروغ مواجه شوند، یا دچار خشم کور میشوند یا به بیاعتمادی مطلق میرسند؛ هر دو، دقیقاً همان خروجی مطلوب دشمن است.
ماجرای «مبینا بهشتی» فقط یک خبر دروغ نبود؛ نماد یک راهبرد خطرناک بود. راهبردی که میکوشد با قربانی کردن حقیقت، جامعه را به آشوب ذهنی بکشاند، اما همانطور که تاریخ نشان داده، دروغ هرچقدر هم پرسرعت باشد، دوام ندارد. حقیقت شاید دیر برسد، اما وقتی برسد، تمام سازههای دروغ را فرو میریزد.
منبع: تسنیم