خط بازار
اخبار

حواشی جنجالی سوزاندن «بعل»/پاسخ به شبهات مردم

به گزارش خط بازار؛ «مناسک پرستش بت‌هایی مثل «بعل»، آداب دقیق و مشخصی داشته است؛ از جمله داغ‌کردن پیکره فلزی و قربانی‌کردن انسان درون آن، بنابراین نابودسازی این نماد به هر شیوه‌ای حتی با آتش، ضد مناسک است و جایی برای شبهه و نگرانی وجود ندارد.»

در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، یکی از صحنه‌هایی که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشت، آتش‌زدن نمادی موسوم به «بت بعل» بود؛ نمادی که از نگاه برخی صرفاً یک حرکت احساسی تلقی شد و انتقاداتی به همراه داشت و از نگاه برخی دیگر، معناهای عمیق تاریخی، آیینی و سیاسی را شامل می‌شد که تضادی با اهداف کلان انقلاب اسلامی نداشت. به‌هرحال این اتفاق، با اما و اگرهای بسیاری همراه بود و حتی این شبهه را برای برخی‌ها به وجود آورد که مبادا این اقدام نمادین، به‌خودی‌خود اقدامی در جهت قدرت‌بخشیدن به شیاطین باشد و حتی توطئه‌ای ضد دینی که در این صورت نباید نادیده گرفته شود! در همین راستا برای بررسی ابعاد مختلف این اقدام، نسبت آن با متون دینی و پرونده‌هایی چون جفری اپستین با حجت‌الاسلام مهدی قیاسی کارگرمقدم؛ قائم‌مقام مؤسسه فرق و ادیان حق‌پژوهی و کارشناس نقد معنویت‌های نوپدید، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

«بعل» چیست و چرا سوزانده شد؟

*قبل از هر چیز خوب است اشاره‌ای داشته باشیم به «بعل» و پیشینه تاریخی این مجسمه؛ اصلاً بعل نماد چیست و چرا به‌عنوان یک نشانه در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال انتخاب شد؟
برای اینکه انتخاب این نماد درست فهمیده شود، ابتدا باید روشن کنیم که اصلاً بعل چیست و از کجا آمده است. در واقع، بعل یکی از کهن‌ترین خدایان آیین‌های سامی و کنعانی است که از حدود هزاره دوم پیش از میلاد در مناطق شام، فنیقیه و فلسطین باستان پرستش می‌شد. در متون تاریخی و عهد عتیق، بعل نه صرفاً یک الهه طبیعت، بلکه نماد قدرتی است که با خشونت، سلطه و قربانی انسانی پیوند خورده است. در بسیاری از گزارش‌ها، بعل و صورت‌های بعدی آن مانند مولوخ، با سوزاندن کودکان و تقدیم قربانی انسانی شناخته می‌شوند؛ یعنی جایی که قدرت، بقای خود را در نابودی انسان تعریف می‌کند. همین ویژگی باعث شده است که بعل در آیین‌های شیطان‌پرستی کلاسیک و مدرن، نه به‌عنوان یک بت تاریخی، بلکه به‌عنوان نماد «قدرت مطلقِ رها از اخلاق» ارزش آیینی پیدا کند؛ نمادی از حاکمیتی که وجدان، دین و انسانیت را قربانی تثبیت خود می‌کند.

*پس انتخاب اشتباهی برای این مناسبت نبود.

پیش از هر توضیحی لازم است یک نکتهٔ بنیادین را روشن کنیم و آن اینکه اصل راهپیمایی ۲۲ بهمن، نه آتش‌زدن یک نماد، بلکه لبیک تاریخی مردم ایران به فراخوان رهبر معظم انقلاب و نمایش وحدت، انسجام و قدرت ملی بود، اما در حاشیهٔ این حضور عظیم، استفاده از نماد «بعل» نیز واجد یک معناشناسی مشخص بود. همان‌طور که گفته شد، بعل در تاریخ ادیان و اساطیر، صرفاً یک بت سنگی یا فلزی نیست، بلکه نماد یک منطق قدرت است؛ منطقی که بر قربانی‌سازی، قساوت، حذف وجدان و اباحه‌گری مطلق استوار است و انتخاب این نماد در برهه زمانی فعلی، تلاشی برای عینی‌سازی چهرهٔ باطنی نظام سلطهٔ معاصر بود.

«بعل»، نه یک بت بلکه یک تفکر فاسد است!

*اما برخی معتقدند بعل، مولوخ یا گوساله سامری، مفاهیمی مربوط به تاریخ باستان هستند و ربطی به سیاست معاصر ندارند! نظر شما چیست؟

چنین نگاهی، ناشی از یک فهم سطحی از تاریخ ادیان است. در مطالعات تطبیقی ادیان، ما با «تداوم الگوهای آیینی» مواجه هستیم، نه صرفاً تکرار اسامی. بعل، مولوخ یا رمفان، نام‌های متفاوت یک حقیقت واحد هستند؛ حقیقتی که در آن، قدرت شیطانی برای تثبیت خود نیازمند شکستن مرز انسانیت است. در جهان باستان، این حقیقت با قربانی‌کردن نوزادان و سوزاندن انسان‌ها خود را نشان می‌داد و حالا در جهان مدرن، همان منطق در قالب شبکه‌های بردگی جنسی، اخاذی، نابودی اخلاق عمومی و کالایی‌سازی انسان بازتولید شده است؛ گرچه تغییر شکل داده، اما ماهیت تغییر نکرده است.

*مثل پرونده جفری اپستین؟

بله پرونده اپستین، یک نمونهٔ عریان از پیوند قدرت، ثروت و فساد آیینی در جهان معاصر است. ما تنها با یک فرد منحرف مواجه نیستیم، بلکه با یک شبکه‌ سازمان‌یافته‌ دام‌افکنی و اخاذی از نخبگان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی روبه‌رو هستیم.

*آیا پرونده اپستین به‌صورت مستقیم نیز ارتباطی با بت بعل دارد؟

اسناد نشان می‌دهد که یکی از حساب‌های بانکی اپستین «Baal» نام‌گذاری شده، این انتخاب صرفاً سلیقه‌ای یا تصادفی نیست. در جهان این افراد، نمادها معنا دارند. این نام‌گذاری، نوعی اعلام هویت و تعلق به یک سنت فکری و آیینی خاص است؛ سنتی که ریشه در همان الگوی تاریخی بعل و مولوخ دارد.

*برخی منتقدان می‌گویند پرداختن به این موضوعات، ذهن جامعه را به سمت توهم توطئه سوق می‌دهد. این نقد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مرز میان تحلیل و توهم، مرز استناد است. وقتی سخن ما مبتنی بر متون دینی، اسناد تاریخی، گزارش‌های رسمی و شواهد عینی باشد، دیگر نمی‌توان به‌سادگی به آن برچسب توطئه زد. اتفاقاً یکی از ابزارهای نظام سلطه، مسخره‌سازی هر نوع تحلیل عمیق از لایه‌های پنهان قدرت است تا افکار عمومی در سطح بماند. بررسی آیین‌ها، نمادها و مناسک قدرت‌طلبان، بخشی جدی از مطالعات سیاست فرهنگی و جامعه‌شناسی قدرت در غرب است و امری حاشیه‌ای یا غیرعلمی تلقی نمی‌شود.

سوزاندن بعل به معنای قدرت بخشی به شیاطین نیست

* به موضوع آتش‌زدن مجسمه بعل در راهپیمایی ۲۲ بهمن برگردیم و بپردازیم به یکی از بحث‌برانگیزترین شبهات؛ پس از این جریان، عده‌ای می‌گویند آتش‌زدن این نماد، خود نوعی اجرای مناسک شیطانی و آزادسازی انرژی آن است، آیا این نظریه درست است و نگرانی‌ها به جاست؟

خیر. این سخن، ترکیبی از خرافه و ناآگاهی دینی است. اولاً مناسک پرستش این بت‌ها، آداب دقیق و مشخصی داشته است؛ از جمله داغ‌کردن پیکره فلزی و قربانی‌کردن انسان درون آن، بنابراین نابودسازی این نماد به هر شیوه‌ای حتی با آتش، ضد مناسک است و به معنای اجرای آن نیست. ثانیاً و مهم‌تر از آن، اینکه قرآن کریم در آیه ۹۷ سوره طه، به‌صراحت عمل حضرت موسی علیه‌السلام را بیان می‌کند؛ جایی که گوساله سامری را می‌سوزاند و خاکستر آن را نابود می‌کند. (وَانْظُرْ إِلَیٰ إِلَٰهِکَ الَّذِی ظَلْتَ عَلَیْهِ عَاکِفًا ۖ لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفًا) این دقیقاً همان منطق الهی در مواجهه با بت و نماد شرک است. ثالثاً اگر قرار بود چنین عملی مناسک شیطانی تلقی شود، ذکر نام خدا، تکبیر و شهادتین که در متن این حرکت وجود داشت، اساساً معنا نداشت. چه بسا که نام خدا، باطل‌السحر همهٔ آیین‌های شیطانی است.

*با این توضیحات، اینکه برخی‌ها می‌گویند آوردن بعل به راهپیمایی و آتش‌زدن آن، یک توطئه بوده نیز رد می‌شود؟

بله. در واقع این گفته ازاین‌جهت مطرح می‌شود که می‌گویند با آتش‌زدن بعل، قدرت شیطان را بیشتر می‌کنیم درحالی‌که بر اساس توضیحات ارائه شده، این استدلال صحیح نیست.

*علاوه بر این مسئله، برخی نگران‌اند که پرداختن به قدرت شیاطین، نمادها و ادبیات خرافی، به گسترش ترس، خرافه باوری و تضعیف عقلانیت دینی در جامعه منجر شود. این نگرانی تا چه حد جدی است؟

این نگرانی کاملاً به‌جاست. یکی از آسیب‌های جدی در مواجهه نادرست با مقوله شیطان، همین بزرگ کردن بیش از حد قدرت او و تبدیل‌کردنش به یک موجود رازآلودِ شکست‌ناپذیر است. در منطق قرآن، شیطان نه موجودی مستقل باقدرت مطلق، بلکه مخلوقی محدود، فریب‌کار و اساساً ناتوان در برابر ایمان، عقل و اراده انسان معرفی می‌شود. خرافه دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که ما یا از سر ناآگاهی، یا از سر هیجان، برای شیطان شأنی فراتر از آنچه دین گفته قائل می‌شویم. این کار، ناخواسته به نفع خود شیاطین و مروجان خرافه تمام می‌شود؛ چون ترس، انفعال و احساس ناتوانی را در جامعه تزریق می‌کند. تفاوت نگاه دینی با نگاه خرافی در همین‌جاست. دین، شیطان را می‌شناساند تا او را خنثی کند؛ خرافه، شیطان را بزرگ می‌کند تا انسان را کوچک کند، بنابراین اگر ما از نمادها و آیین‌های انحرافی سخن می‌گوییم، هدف نه ترساندن مردم است و نه القای قدرت ماورایی برای جریان‌های شیطانی، بلکه افشای منطق فاسد و ضدانسانی پشت آن‌هاست.

 

ستی

 

*پس دلیلی برای اشاعه خرافه و ترس وجود ندارد؟

جامعه‌ای که توحیدش درست باشد، نه دچار ساده‌لوحی می‌شود و نه گرفتار وحشت. بزرگ‌ترین ضربه به شیطان، نه ترسیدن از او، بلکه تحقیر او در پرتو عقل، ایمان و آگاهی است و این دقیقاً همان چیزی است که انقلاب اسلامی از ابتدا بر آن تأکید داشته است.

نباید با حواشی، پیام بزرگ ۲۲ بهمن کم‌رنگ شود

*البته که سوزاندن این بت، فقط اقدامی نمادین بود و اصل پیام ۲۲ بهمن را خود مردم با حضورشان به دشمنان رساندند.

بله پیام اصلی بسیار روشن بود. آنچه امروز نظام سلطه و صهیونیسم سیاسی را به وحشت می‌اندازد، نه یک حرکت نمادین، بلکه اجتماع مردم متکثر ایران حول امام جامعه است. هر تلاشی برای ایجاد تفرقه، القای تنهایی رهبری یا تحمیل پذیر نشان‌دادن ولایت، در نهایت در زمین همان خدایان جعلی شیطان گرایان بازی می‌کند؛ خدایانی که تاریخ نشان داده سرنوشتشان، سوختن در برابر آگاهی و ایمان ملت‌هاست. درواقع ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، صحنهٔ سوختن محاسبات دشمن در برابر وحدت مردم ایران بود؛ اصلی که نباید فراموش شود.

*بنابراین تمرکز رسانه‌ای بر این صحنه نیز کار به جایی نیست و حتی می‌تواند اصل راهپیمایی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

بله ما نباید اجازه دهیم فرع، جای اصل را بگیرد. اصل ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، حضور کم‌نظیر و وحدت‌آفرین مردم ایران حول محور ولایت‌فقیه بود. آتش‌زدن یک نماد، اگر از این چارچوب جدا شود، می‌تواند به انحراف ذهنی منجر شود و دشمن دقیقاً از همین زاویه وارد می‌شود تا تصویر قدرت مردم را به یک صحنهٔ خاص تقلیل دهد، بنابراین هوشیاری رسانه‌ای در اینجا یک ضرورت است.

منبع: فارس

دیدگاه خود را بنویسید