جایگزینهای شرقی سوئیفت/پایان هژمونی دلار نزدیک است
به گزارش خط بازار؛ گزارشهای اولیه نشان میدهند که حجم پیامهای ارسالی از طریق CIPS در حال رشد نمایی است، بهویژه پس از اعمال محدودیتهای شدید بر بانکهای روسی.
در پی تشدید جنگهای اقتصادی و تحریمهای مالی فراگیر، جهان شاهد شتاب بیسابقهای در شکلگیری یک معماری مالی موازی است. سیستم پیامرسانی مالی بینالمللی سوئیفت (SWIFT)، که زمانی ستون فقرات بلامنازع تراکنشهای جهانی بود، اکنون با چالشهای جدی از سوی سیستمهای پرداخت منطقهای و ملی مواجه شده است. این تغییر پارادایم، نه تنها یک تحول تکنیکال، بلکه بازتابی از تلاش سیستماتیک قدرتهای شرقی و اقتصادهای نوظهور برای دلارزدایی از زنجیرههای حیاتی خود است؛ استراتژیای که هدف آن خنثیسازی توانایی غرب در استفاده از ارز ذخیره جهانی به عنوان ابزاری برای اعمال نفوذ ژئوپلیتیک است.
در دهه گذشته، سوئیفت با تکیه بر نفوذ تاریخی خود در سیستم بانکداری جهانی، به ابزاری قدرتمند برای اجرای سیاست خارجی آمریکا و اروپا تبدیل شده است. خروج یا تهدید به خروج نهادهای مالی از این سیستم، به مثابه حکم اعدام مالی تلقی میشود. این وضعیت، انگیزه اصلی برای توسعه جایگزینها را فراهم کرده است.
ظهور دو قطبی در زیرساختهای پرداخت: از سوئیفت تا CIPS و SPFS
در دهه گذشته، سوئیفت با تکیه بر نفوذ تاریخی خود در سیستم بانکداری جهانی، به ابزاری قدرتمند برای اجرای سیاست خارجی آمریکا و اروپا تبدیل شده است. خروج یا تهدید به خروج نهادهای مالی از این سیستم، به مثابه حکم اعدام مالی تلقی میشود. این وضعیت، انگیزه اصلی برای توسعه جایگزینها را فراهم کرده است.
سیستم پرداخت بینبانکی و پیامرسانی بینالمللی چین (CIPS) و سیستم انتقال پیامهای مالی روسیه (SPFS) پیشگامان این حرکت هستند. CIPS که در سال ۲۰۱۵ راهاندازی شد، امروز به یک شبکه کارآمد برای تسویه یوان تبدیل شده است. گزارشهای اولیه نشان میدهند که حجم پیامهای ارسالی از طریق CIPS در حال رشد نمایی است، بهویژه پس از اعمال محدودیتهای شدید بر بانکهای روسی. هدف چین صرفاً فراهم کردن یک کانال موازی نیست، بلکه استانداردسازی تدریجی یوان دیجیتال (e-CNY) در این چارچوب است. در همین حال، SPFS روسیه، با وجود محدودیتهای تحریمی، با اتصال به شبکههایی مانند CIPS و استفاده از ارزهای ملی، بقای خود را حفظ کرده و اخیراً تلاشهایی برای اتصال آن به کشورهای سازمان همکاری شانگهای صورت گرفته است. این دو سیستم در حال حاضر بخش قابل توجهی از تجارت دوجانبه بین خود را خارج از دایره نظارت غرب انجام میدهند.
CIPS که در سال ۲۰۱۵ راهاندازی شد، امروز به یک شبکه کارآمد برای تسویه یوان تبدیل شده است. گزارشهای اولیه نشان میدهند که حجم پیامهای ارسالی از طریق CIPS در حال رشد نمایی است.
۲ مکانیسمهای دلارزدایی: فراتر از مبادلات دوجانبه
دلارزدایی دیگر صرفاً محدود به مبادلات کالا با کالا یا استفاده از ارزهای ملی در تجارت دوجانبه نیست؛ بلکه یک استراتژی چندوجهی است که بازارهای مالی و ذخایر ارزی را هدف قرار داده است. کشورهای عضو بریکس در حال توسعه مکانیسمهای ذخیرهسازی جدید هستند. یکی از مهمترین اقدامات، افزایش ذخایر طلا است. طبق آخرین دادههای شورای جهانی طلا، بانکهای مرکزی کشورهای نوظهور (بهویژه چین، هند، ترکیه و ایران) بزرگترین خریداران خالص طلا در سالهای اخیر بودهاند. این اقدام، یک پوشش استراتژیک در برابر بیثباتی ارزهای فیات تحت سلطه دلار ایجاد میکند.
علاوه بر این، توسعه پلتفرمهای تجارت مستقیم کالا با ارزهای محلی (مانند نفت در مقابل روپیه یا یوان) در حال گسترش است. این امر فشار مستقیمی بر تقاضای جهانی برای دلار در بازار انرژی وارد میآورد. تحلیلها نشان میدهد که سهم دلار در تجارت جهانی (خارج از آمریکا) با وجود حفظ جایگاه غالب، در حال کاهش آهسته اما مستمر است و احتمالاً از مرز ۶۰ درصد در آینده نزدیک عبور نخواهد کرد.
کشورهای عضو بریکس در حال توسعه مکانیسمهای ذخیرهسازی جدید هستند. یکی از مهمترین اقدامات، افزایش ذخایر طلا است. طبق آخرین دادههای شورای جهانی طلا، بانکهای مرکزی کشورهای نوظهور (بهویژه چین، هند، ترکیه و ایران) بزرگترین خریداران خالص طلا در سالهای اخیر بودهاند.
جذابیت پولهای ملی و نقش کلیدی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDCs)
ارزهای دیجیتال بانک مرکزی به عنوان یک ابزار کلیدی در این گذار مطرح شدهاند. آنها وعده شفافیت، سرعت و کاهش هزینههای تراکنش را میدهند، در حالی که نگرانیهای امنیتی و حاکمیتی سوئیفت را برطرف میسازند. پروژه یوان دیجیتال چین (e-CNY) از نظر مقیاس و پیشرفت، از همه رقبای خود جلوتر است. آزمونهای بینالمللی e-CNY در مناطقی مانند هنگ کنگ و امارات متحده عربی، نشاندهنده آمادگی برای فراتر رفتن از مرزهای ملی است.
از سوی دیگر، هند با روپیه دیجیتال (e-INR) و روسیه با روبل دیجیتال، در حال ساختن زیرساختهای مشابهی هستند. این CBDC ها میتوانند مستقیماً با یکدیگر یا از طریق یک پلتفرم واسط (مانند یک سیستم پرداخت چندجانبه مبتنی بر بلاکچین) متصل شوند و نیاز به دلار به عنوان ارز واسط را در تراکنشهای آسیایی و اوراسیایی به حداقل برسانند. این قابلیت، سیستم مالی جهانی را به سمت یک شبکه چند ارزی سوق میدهد که دیگر تحت کنترل متمرکز یک بانک مرکزی نیست.
نهادهای مالی غربی نگران این هستند که اتکا به این سیستمهای چینی آنها را در معرض نظارت و قوانین قضایی چین قرار دهد.
مواجهه با چالشهای فنی و ریسکهای حاکمیتی
با وجود پیشرفتها، جایگزینهای شرقی با چالشهای عمدهای روبرو هستند که مانع از جایگزینی فوری سوئیفت میشود. اول، مقیاسپذیری و پذیرش جهانی: سوئیفت بیش از ۱۱۰۰۰ مؤسسه مالی در بیش از ۲۰۰ کشور را پوشش میدهد. CIPS هنوز فاقد چنین دامنه فراگیری است و تسویههای آن عمدتاً حول محور معاملات تجاری چین میچرخد.
دوم، قابلیت همکاری متقابل: ساختن یک پل قابل اعتماد بین CIPS، SPFS و CBDC های مختلف بدون وجود یک استاندارد فنی مشترک بسیار دشوار است. ریسکهای سایبری و ریسکهای حکمرانی نیز مهم هستند؛ نهادهای مالی غربی نگران این هستند که اتکا به این سیستمها آنها را در معرض نظارت و قوانین طرف مقابل (مثلاً قوانین قضایی چین) قرار دهد.
اگر روند دلارزدایی به سطحی برسد که نیاز به نگهداری ذخایر دلاری برای تأمین مالی تجارت خارجی به شدت کاهش یابد، تقاضا برای اوراق قرضه آمریکا در بازارهای بینالمللی کاهش مییابد. این امر فشار تورمی را بر آمریکا افزایش داده و در نهایت میتواند هزینه استقراض دولت فدرال را بالا ببرد، که این خود، یکی از اهرمهای اصلی قدرت مالی ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد.
تأثیر بر بازارهای سرمایه و اوراق قرضه دلاری
بزرگترین ضربه دلار مسلح در بلندمدت، خروج سرمایههای عظیم از اوراق خزانهداری ایالات متحده خواهد بود. دادههای خزانهداری آمریکا نشان میدهد که بانکهای مرکزی برخی کشورهای کلیدی، در طول دو سال گذشته، تراز خود را از اوراق قرضه بلندمدت آمریکا به صورت تجمعی کاهش دادهاند، هرچند این خروج اغلب با خرید داراییهای دیگر توسط همان کشورها مانند طلا یا زیرساختها جبران شده است.
اگر روند دلارزدایی به سطحی برسد که نیاز به نگهداری ذخایر دلاری برای تأمین مالی تجارت خارجی به شدت کاهش یابد، تقاضا برای اوراق قرضه آمریکا در بازارهای بینالمللی کاهش مییابد. این امر فشار تورمی را بر آمریکا افزایش داده و در نهایت میتواند هزینه استقراض دولت فدرال را بالا ببرد، که این خود، یکی از اهرمهای اصلی قدرت مالی ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد.
چشمانداز بلندمدت: جهان مالی چندقطبی و معماری منعطف
آینده مالی جهانی به احتمال زیاد یک سیستم تکقطبی نخواهد بود، بلکه به سوی یک معماری چندقطبی منعطف حرکت خواهد کرد. سوئیفت احتمالاً به عنوان ابزار اصلی برای تراکنشهای مرتبط با غرب و ارزهایی که تابع قوانین این حوزه هستند، باقی خواهد ماند. با این حال، یک منطقه مالی غیرغربی در حال شکلگیری است که از طریق محوریت چین، روسیه، و کشورهای بریکس پلاس، بر پایههایی مانند یوان، طلا و ارزهای ملی متکی خواهد بود.
در این سناریو، شرکتها و بانکها باید استراتژی چند بانکی و چند ارزی را در پیش بگیرند. توانایی برای جابهجایی روان بین کانالهای پرداخت، در برابر ریسکهای تحریمی، دیگر یک مزیت رقابتی نیست، بلکه یک ضرورت بقا محسوب میشود. این تحول، نشاندهنده پایان نظم مالی برتری یک ارز واحد و آغاز دورهای از رقابتهای ساختاری بر سر استانداردها و زیرساختهای تراکنشهای بینالمللی است.
منبع: تحلیل بازار