هوش مصنوعی
بررسی وجود روح برای هوش مصنوعی
به گزارش خط بازار؛ با ظهور هر نوع ابزار و فناوری جدید باید به رابطه آن ابزار با علوم انسانی توجه ویژهای داشت. در آینده و یا حتی امروز، این بررسی رابطه علومی مانند فلسفه، اخلاق، حقوق، تربیت، جامعهشناسی و … با هوش مصنوعی است که جهتگیری به سمت یک تمدّن خاص را مشخص کرده و از تمدنهای رقیب متمایز میکند. به همین جهت نسبت بین یکی از مباحث فلسفی و هوش مصنوعی در ادامه بررسی شده است.
انسانشناسی فلسفی یا به تعبیری علم النفس فلسفی همواره یکی از مباحث عمیق و پراهمیت در فلسفه اسلامی به شمار رفته است. در فلسفه اسلامی با برهانهای متفاوت وجود روح برای انسان اثبات میشود. این ویژگی، آدمی را از جماداتی مانند سنگ و چوب تمایز میبخشد.با توجه به این نکات سوالی که امروزه فلسفه اسلامی با آن مواجه است این است که هوش مصنوعی مانند انسان است و در نتیجه باید دارای روح باشد. یا این که چون جماداتی مثل سنگ و چوب بدون روح و شعور و آگاهی است.

این سوال زمانی جدیتر میشود که مشاهد میکنیم هوش مصنوعی موجود، قدرت محاسبه و تصمیمگیری خارق العادهای دارد. بر همین اساس تصور میشود که به نحوی از آگاهی و اختیار دست پیدا کرده است.مسأله وجود یا عدم آگاهی در هوش مصنوعی از این جهت حائز اهمیت است که اگر هوش مصنوعی به معنای واقعی کلمه به آگاهی دست پیدا کرده باشد بر اساس مبانی فلسفی متفکرین اسلامی ضرورتاً باید دارای روح باشد. پس برای این که مشخص شود «هوش مصنوعی دارای روح است یا خیر؟» باید بررسی کنیم که «این فناوری نوین دارای آگاهی و شعور واقعی هست یا نه؟»در پاسخ باید گفت مسلّم است که هوش مصنوعی موجود، برخی از کارهایی که انسان انجام میدهد مثل محاسبات ریاضی یا برخی از بازیها را میتواند انجام دهد. ولی در این مرحله خودآگاهی و آگاهی ندارند و فقط میتوانند نهایتا تعداد زیادی از کارها را انجام دهد. به این نوع از هوش مصنوعی، هوش مصنوعی ضعیف گفته میشود.

باید توجه داشت؛ همانگونه که اطلاعات و نشانههایی که بر «تابلوی راهنمایی و رانندگی» وجود دارد «علم» نیست و نمیتوان گفت: تابلو «عالِم» به اطلاعات نوشتهشده بر روی خود است. هوش مصنوعی فعلیای که اکنون وجود دارد نیز دقیقاً مانند تابلو است که به نوشتههای خود علم ندارد و تنها آنها را نشان میدهد.بنا بر فلسفه اسلامی محال است یک چیز مادی تا هنگامی که مادی است «درک و شعور» پیدا کند. یعنی در صورتی میتواند آگاهی پیدا کند که یک بٌعد غیرمادّی داشته باشد. در این صورت آگاهی به آن بُعد غیر مادّی مربوط خواهد بود.در واقع باید میان «داده (Data)» و «علم (knowledge)» تفاوت قائل شد. ما به هوش مصنوعی داده میدهیم و پردازشگر (CPU) دقیقاً مانند «چرخدندههای یک کارخانه» که با یکدیگر ارتباط دارند، به فعالیت میپردازد. اما این فعالیتها هیچیک به معنای «درک و فهم» نیست. همانگونه که یک «کارخانه بزرگ» علم و فهم ندارد، یک «کارخانه کوچک» نیز علم و فهم ندارد.

امّا اگر هوش مصنوعی، به مرحلهای برسد که ادراک، خودآگاهی و آگاهی به خویش داشته باشد هوش مصنوعی قوی خواهد بود. یعنی اگر ماشینی طراحی شود که مانند انسان آرزو داشته باشد، باور کند، احساس لذت و یا احساس غم و شادی داشته باشد، به آن هوش مصنوعی قوی میگویند که طبیعتاً در این مرحله باید واجد روح شود. یعنی اگر زمانی این نوع از هوش مصنوعی به وجود آمد قطعاً دارای روح خواهد بود. زیرا بر اساس فلسفه اسلامی درک احساسات و درد و آگاهی بدون وجود روح امکان ندارد. به تعبیر تخصصی آگاهی به عنوان یک امر مجرد محال است که در یک امر مادّی حلول کند و در نتیجه باید روحی وجود داشته باشد که آگاهی مربوط به آن باشد.

منبع: فارس