بحران بزرگ در انتظار آمریکا/فرصت طلایی برای پکن
به گزارش خط بازار؛ سیاستهای جدید ترامپ اعتماد به نفس پکن را افزایش داده و ریسک اشتباه محاسباتی را بالا برده است. اکنون پرسش اصلی این است کا آیا چین میتواند از فرصت آمریکای ترامپ برای برای پیشی گرفتن اقتصادی، فناورانه و ژئوپلیتیکی استفاده کند؟
به گزارش اقتصادنیوز، اگر یک ویژگی ثابت در روابط ایالات متحده و چین از زمان عادیسازی در سال ۱۹۷۹ وجود داشته باشد، آن ویژگی، فراوانی نوسانات و تغییرات است. با این حال، یکی از جدیدترین و مهمترین نقاط عطف در این رابطه، در سال ۲۰۱۸ با آغاز دوران رقابت استراتژیک در طول اولین دولت ترامپ رخ داد. این تغییر سیاست، بیش از هر چیز دیگری، نویدبخش تغییر جامع در استراتژیهای ایالات متحده و چین بود و در زمانی رخ داد که سیاست جهانی با محوریت رقابت واشنگتن و پکن در حال ظهور بود.
ابزار جدید رقابت استراتژیک و ورطه جهنم اقتصادی
به نوشته ایوان مدیروس، استاد و مدیر مطالعات آسیایی دانشگاه جورج تاون، در وبگاه اندیشکده گلوبال افرز، با روی کار آمدن دولت دوم ترامپ، انتظار تداوم سیاست سابق در قبال چین میرفت. اما اوضاع به هیچ وجه اینگونه پیش نرفت. دونالد ترامپ، رئیس.جمهور ایالات متحده، بهار ۲۰۲۵ را با یک جنگ تجاری و اعمال تعرفه ۱۵۰ درصدی علیه چین آغاز کرد و نشان داد که تیم ترامپ در رویکرد خود به رقابت استراتژیک، ابزار جدیدی پیدا کرده است. اما اوضاع به سرعت تشدید شد. واشنگتن و پکن هر دو تهدیدات جدیدی – از جمله قطع دسترسی به عناصر معدنی و فناوریهای حیاتی – را به عنوان مجازات و اهرم فشار مطرح کردند.
ترامپ و شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، به ورطه جهنم اقتصادی خیره شدند و احتمالا هیچکدام از آنچه در پیش بود خوششان نیامد. در نهایت، هر دو طرف عقبنشینی کردند و بر سر کاهش تعرفهها و از سرگیری تجارت عناصر معدنی کمیاب، به تفاهم رسیدند و در واقع مذاکرات تجاری به توافقهای کنترل تسلیحات قرن بیست و یکم تبدیل شد. پس از آن، اتفاق دیگری در سیاست چین رخ داد، تغییری که اکنون روابط ایالات متحده و چین را در سال ۲۰۲۶ تعریف خواهد کرد.
رد بیسروصدای رقابت استراتژیک توسط ترامپ
در پاییز ۲۰۲۵، عزم ترامپ برای دنبال کردن رقابت بلندمدت و فشرده و تمایل به روابط شخصی با شی و تردید -و شاید رد بیسروصدای- رویکردی جامع به رقابت استراتژیک با چین جایگزین شد. پس از اولین دیدار رهبران آمریکا و چین در کره جنوبی در نوامبر ۲۰۲۵، ترامپ مرحله جدید و گستردهتری از تعامل دیپلماتیک، اقتصادی و فناوری با چین را آغاز کرد. برای حفظ ثبات روابط اقتصادی و ادامه روابط دیپلماتیک، او شروع به عقبنشینی از برخی از ارکان کلیدی رقابت استراتژیک کرد. گویی ترامپ تصمیم گرفته بود که ایالات متحده اکنون به نادیده گرفتن چین بسنده کرده تا اینکه سرعت آن را کاهش دهد یا سریعتر بدود.
به نظر میرسد سیاست دولت ترامپ در قبال چین به روال سابق برمیگردد، زمانی که روابط دو کشور بر اساس نشستهای سطح رهبران و معاملات اقتصادی شکل میگرفت. ترامپ و شی جینپینگ توافق کردند که در سال ۲۰۲۶ دیدارهای رسمی داشته باشند، که با سفر ترامپ به پکن در ماه آوریل و سفر متقابل شی جینپینگ در اواخر سال آغاز شد. مقامات ارشد آمریکایی از برگزاری چهار دیدار بین آنها در سال ۲۰۲۶ صحبت میکنند – که معیار جدیدی در تاریخ روابط دوجانبه است.
نشانههای دیگری از این تغییر استراتژی هم اخیرا هویدا شده: دولت ترامپ موافقت کرد که تراشه پیشرفته H200 انویدیا را به پکن بفروشد و در کنار شرکای بخش خصوصی، قراردادی را برای خرید تیکتاک نهایی کرد که طبق گزارشها کنترل بخشهای کلیدی این تجارت را در دست شرکت مادر چینی آن قرار میدهد. ترامپ چندین نفر از کارکنان شورای امنیت ملی و مقامات وزارت بازرگانی را که طرفدار کنترل بیشتر فناوری بر چین بودند، برکنار کرد. و بحث در مورد پکن به عنوان یک رقیب استراتژیک هم در استراتژی امنیت ملی و هم در استراتژی دفاع ملی کنار گذاشته شد. حتی به تازگی ترامپ گفته که میخواهد با پکن در مورد فروش تسلیحات ایالات متحده به تایوان مذاکره کند.
تطبیق با پکن، تنشزدایی تاکتیکی یا تنشزدایی به سبک نیکسون؟
امروزه، واشنگتن عمدتاً در مورد یک “G2” جدید، معاملات اقتصادی بزرگ و به طور خلاصه، تنشزدایی صحبت میکند – حتی اگر دولت ایالات متحده از آن اصطلاح خاص استفاده نکند. تیم ترامپ بر تأمین فهرستی طولانی از معاملات تجاری میلیارد دلاری با پکن، از کشاورزی گرفته تا هواپیما، برای سفر آینده خود متمرکز است. خود ترامپ با ایده استقبال از سرمایهگذاریهای بزرگ چینی در ایالات متحده – آن هم با وجود افزایش مقاومت کنگره و فرمانداران ایالتی – لاس میزند. واشنگتن همچنین مملو از شایعاتی در مورد تغییرات در سیاست اعلامی ایالات متحده در قبال تایوان است که تایپه را سرزنش میکند و در نتیجه، پکن را آرام میکند.
محافظهکاران خوشبین استدلال میکنند که ترامپ به شکلی عاقلانه به دنبال یک “تنشزدایی تاکتیکی” برای خرید زمان است تا بازدارندگی نظامی را افزایش دهد و آسیبپذیریهای ایالات متحده را در برابر زنجیرههای تأمین چین از بین ببرد.
اما این به قیمت از دست رفتن مزایای تکنولوژیکی ایالات متحده، سست شدن اتحادهای بینالمللی آمریکا و از دست رفتنموقعیت استراتژیک ایالات متحده در آسیا تمام میشود. در واقع، چنین سیاستگذاریهایی بیشتر در جهت تطبیق با پکن است تا تنشزدایی ریچارد نیکسون، رئیس جمهور ایالات متحده در دهه ۱۹۷۰.
خطر اصلی برای روابط ایالات متحده و چین: بذر بیثباتیهای آینده
بنابراین، در سال ۲۰۲۶، واشنگتن ممکن است در تاریخ روابط ایالات متحده و چین، عرصه جدیدی را بگشاید. این امر با حرکت سیاستها از تمرکز فشرده و انحصاری بر رقابت و بیشتر به سمت دیپلماسی و دستاوردهای اقتصادی هدایت خواهد شد. این بدان معنا نیست که واشنگتن کاملا از رقابت دست خواهد کشید (به سیاست ایالات متحده در مورد عناصر معدنی کمیاب توجه کنید)، اما ابعاد فشردهتر دنبال نخواهند شد (یعنی انکار فناوری).
خطر اصلی برای روابط ایالات متحده و چین در سال ۲۰۲۶ و پس از آن این است که تنشزدایی ترامپ بعید است پایدار باشد و ممکن است بذر بیثباتی آینده را بکارد. در واقع، این رابطه ممکن است در آغاز یکی از متزلزلترین لحظات خود باشد: زمانی که چین از فرصت آمریکا برای رقابت استراتژیک استفاده میکند تا موقعیت ایالات متحده در آسیا را تضعیف کند و در نهایت، از نظر اقتصادی، فناوری و ژئوپلیتیکی از آن پیشی بگیرد.
شکاف بین نیروهای ساختاری و چرخهای در این رابطه بسیار زیاد است که نمیتواند پایدار باشد. نیروهای ساختاری رقابت در روابط ایالات متحده و چین عمیق و گسترده هستند. منافع ایالات متحده و چین در طیف وسیعی از مسائل از جمله امنیت، اقتصاد، فناوری و دیدگاهها در مورد حکومت جهانی، بیش از آنکه همگرا باشند، واگرا هستند. یکی از ارکان اصلی استراتژی ژئوپلیتیکی چین، کاهش قدرت ایالات متحده است. این فرضیات در سراسر طیف سیاسی ایالات متحده کاملا پذیرفته شدهاند و تعامل ترامپ با چین در سال جاری – تنشزدایی چرخهای او – تنها نگرانیها را در میان رهبران سیاسی، نظامی و تجاری ایالات متحده در مورد عقب ماندن تشدید خواهد کرد.
بنابراین، اقدامات دولت، خطر “بازگشت سریع تحریمها” به شکلی بسیار سختتر از رقابت استراتژیک را افزایش میدهد. برای مثال، اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر شکست سختی بخورند، ترامپ ممکن است مانند سال ۲۰۲۰، برای تقویت پایگاه سیاسی خود پیش از انتخابات ریاست جمهوری، به موضع تندی در قبال چین روی آورد. از طرف دیگر، دموکراتها ممکن است رقابت با چین را به عنوان راهی برای انتقاد از ترامپ، پیشبرد دستور کار داخلی خود و ایجاد آسیبپذیری سیاسی برای جمهوریخواهان در آستانه ۲۰۲۸ بپذیرند. یا، اگر ترامپ به این نتیجه برسد که چینیها او را بازی میدهند، دوباره بازی را برمیگرداند. صرف نظر از مسیر، ایالات متحده به نوعی، شکل یا فرمی به رقابت استراتژیک بازمیگردد.
در انتظار بحران بزرگ؛ چه کسی دست بالا را دارد؟
شاید یک خطر حتی بزرگتر و عمیقتر نیز وجود داشته باشد. وقایع سال گذشته، به ویژه جنگ تجاری، سوالات بزرگتری را در مورد مزیت نسبی بین دو قدرت بزرگ در یک سیستم جهانی بسیار رقابتی مطرح کرد: چه کسی دست بالا را دارد و چگونه از آن استفاده خواهد کرد؟ شی و ترامپ هر دو معتقدند که اهرم نسبی و ابزارهای تسلط تشدیدکننده را دارند.
هر دو طرف همچنین معتقدند که میتوانند هزینههای اقتصادی غیرقابل قبولی را به دیگری تحمیل کنند و در مورد چین، پکن معتقد است که میتواند درد بیشتری را متحمل شود. این موقعیت برای واشنگتن و پکن، موقعیت خطرناکی است. در نهایت، یکی از طرفین وسوسه خواهد شد که این قمار را آزمایش کند، که احتمالا باعث ایجاد بحران گستردهتری خواهد شد.
تلاش متقابل برای کاهش آسیبپذیریها، ایجاد اهرم فشار و بررسی مزیت نسبی، دوره خطرناکی را در روابط ایالات متحده و چین ایجاد کرده است که مسلماً مرحله جدیدی را در رقابت استراتژیک در حال تحول آغاز میکند. هر دو احساس آسیبپذیری میکنند، هر دو مزایایی دارند، هر دو مایلند وابستگی متقابل خود را به سلاح تبدیل کنند و هر دو از هزینههای مرتبط با مورد اول مطمئن نیستند. واشنگتن و پکن همچنین سیاستهای داخلی خود را دارند که این محاسبات را پیچیده میکند.
به طور خلاصه، ایالات متحده و چین اکنون عملا در مسابقهای برای کاهش آسیبپذیریها و تسلط بر فناوریهای خاص قبل از دیگری هستند – در حالی که همچنین سعی در کسب اهرم جدید فشار دارند. این مسابقه است که رابطه از قبل پر تنش و پیچیده ایالات متحده و چین را در سال ۲۰۲۶ و پس از آن تعریف خواهد کرد. هیچ یک از اجلاسها یا معاملات اقتصادی سال ۲۰۲۶ هیچ یک از این واقعیتهای استراتژیک سخت را تغییر نخواهد داد.
تغییر شکل تجارت جهانی در هنگامه تعرفههای ترامپی
در همین شرایط، خبرگزاری رویترز گزارش داده که چین شرایط کنونی را به مثابه فرصتی میبیند تا با تغییر شکل تجارت جهانی، اقتصاد ۱۹ تریلیون دلاری اش را از فشار ایالات متحده در آینده دور مصون نگه دارد و سیاستهای تعرفهای ترامپ را به نفع خود تغییر دهد.
بررسی رویترز نشان میدهد که پکن با سوءاستفاده از عدم قطعیت ایجاد شده توسط ترامپ، در تلاش است تا پایگاه تولیدی گسترده چین را به بزرگترین بلوکهای اقتصادی جهان، از جمله اتحادیه اروپا، کشورهای حوزه خلیج فارس و پیمان تجاری ترانس پاسیفیک، متصل کند. این تلاش شامل تسریع تلاشها برای انعقاد حدود ۲۰ قرارداد تجاری است که سالهاست در حال شکلگیری هستند.
فرصت طلایی پکن؛ وقتی حریف اشتباه میکند ساکت باش!
بررسی رویترز نشان میدهد که مشاوران سیاسی دولت چین تلاش سیستماتیکی برای مهندسی معکوس سیاست تجاری ایالات متحده و خنثی کردن استراتژی مهار واشنگتن دارند. چین اکنون این طرح را به مرحله اجرا درآورده است.
در واقع، توافق حاصل شده با کانادا در جریان سفر ژانویه نخست وزیر مارک کارنی به پکن – که تعرفههای خودروهای برقی چینی را کاهش میدهد – اولین مورد از بسیاری از توافقهایی بود که با هدف شکستن اهرم فشار ایالات متحده انجام شد. یکی از مقامات چینی در مورد دستور کار تجاری مخرب ترامپ گفت: “وقتی حریف شما اشتباه میکند، حرفش را قطع نکنید.”
در واقع، افراد آگاه در سیاستگذاری چین به طور گسترده پذیرفتهاند که تغییر ساختاری دردناک، بهایی است که ارزش پرداخت برای تسلط بلندمدت چین بر تجارت جهانی را دارد. به گفته دو دیپلمات غربی، پکن در صورت موفقیت میتواند با قرار دادن خود در قلب یک نظم چندجانبه جدید مطلوب خود، بیش از یک دهه سیاست تجاری ایالات متحده را واژگون کند. به گفته آلیسیا گارسیا هررو، عضو ارشد اندیشکده بروگل: «چینیها اکنون یک فرصت طلایی دارند.»
بلوکهای سازنده
تغییر لحن چین نشان دهنده محاسبات این کشور است. یک سال پیش، پکن با تبلیغات نظامی به مائو تسه تونگ و توانایی خود در دفع غرب در جنگ کره استناد میکرد. اکنون در حالی که چین برای استقبال از ترامپ در ماه آوریل آماده میشود، دیپلماتهای این کشور در حال سفر به سراسر جهان هستند و از شرکای تجاری خود میخواهند که در دفاع از چندجانبهگرایی و تجارت آزاد به آن بپیوندند.
در ماه ژانویه، چین دیپلمات ارشد خود را به لسوتوی کوچک – که ترامپ در ابتدا با تعرفه ۵۰ درصدی به آن ضربه زد – اعزام کرد تا قول همکاریهای توسعهای را بدهد. اکنون رسانههای دولتی اعلام کردند که چین تعرفههای صفر را برای واردات از ۵۳ کشور آفریقایی اجرا خواهد کرد. در همین حال، چین در حال ارائه سیستمهای گمرکی مبتنی بر هوش مصنوعی به همسایگان خود و تلاش برای تجهیز مجدد زیرساختهای دیجیتالی است که زیربنای تجارت هستند. این اقدامات، هدفی را که در اسناد سیاستگذاری مشخص شده است، برجسته میکند: قرار دادن چین در تجارت جهانی به گونهای که شرکا نتوانند تحت فشار ایالات متحده از آن جدا شوند.
مقامات چینی اکنون در تلاشند تا مذاکرات تجاری متوقف شده را تسریع کنند. از سال ۲۰۱۷، چین در حال مذاکره با کشورهایی از جمله هندوراس، پاناما، پرو، کره جنوبی و سوئیس بوده است. وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در ماه نوامبر با مطرح کردن چشمانداز توافقنامه تجارت آزاد با بروکسل در جریان مذاکرات با همتای استونیایی خود، مذاکرهکنندگان اروپایی را شگفتزده کرد.
یک ماه بعد، وانگ شورای همکاری خلیج فارس را تحت فشار قرار داد تا مذاکرات طولانیمدت در مورد توافقنامه تجارت آزاد را به پایان برسانند. در ماه ژانویه، کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، با شی جینپینگ، رهبر چین، توافق کرد که یک مطالعه امکانسنجی در مورد توافقنامه تجارت در خدمات را آغاز کند که میتواند موانع را برای شرکتهای بریتانیایی کاهش دهد. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، گفته است که در سفر هفته آینده به دنبال «مشارکتهای استراتژیک» با چین خواهد بود. وانگ ونتائو، وزیر بازرگانی چین، پیوستن به توافق جامع و مترقی برای مشارکت ترانس پاسیفیک (CPTPP) را در اولویت قرار داده است.
دغدغه مازاد تجاری عظیم پکن؛ تبلیغات محض؟
اما مازاد تجاری عظیم چین، این موضوع را پیچیده میکند. برخی از کشورها نگرانند که تولیدکنندگان چینی ممکن است از دسترسی بهتر به بازار برای هدایت کالاهای ارزان قیمت اضافی به خارج از کشور استفاده کنند، در حالی که تقاضای داخلی چین همچنان راکد است.
به گفته وندی کاتلر، مذاکرهکننده ارشد در دولت اوباما، با توجه به عدم تعادل تجاری عظیم پکن، و همچنین برخی از اقدامات قهری که اکنون علیه کشورهایی مانند ژاپن انجام میدهد، دشوار است که ببینیم چگونه آنها در عمل اقدام میکنند. یک دیپلمات ارشد تجاری اروپایی، پیشنهادهای پکن را به عنوان «تبلیغات محض چینی» رد کرد و گفت که بروکسل هیچ برنامهای برای یک معامله تجاری ندارد.
درسهای آموخته شده
برخی از مشاوران چینی ادعا میکنند که پکن باید بررسی کند که چگونه واشنگتن از نهادهای جهانی برای مهار چین «سلاح» ساخته است و از فرصتهای ایجاد شده توسط تمایل ترامپ برای ترک یا کنار گذاشتن نهادهای چندجانبه مانند سازمان تجارت جهانی، بهرهبرداری کند.
برخی دیگر معتقدند که پکن باید بر تأثیرگذاری بر استانداردهای جهانی در زمینههایی مانند مالکیت معنوی از طریق ابتکاراتی مانند برنامه کمربند و جاده و عضویت چین در مشارکت اقتصادی جامع منطقهای، که حدود ۳۰٪ از تولید ناخالص داخلی جهانی را پوشش میدهد، تمرکز کند.
چین اکنون در حال به کارگیری این بینشها است.برای مثال، قرارداد اخیراً ارتقا یافته این کشور با کشورهای جنوب شرقی آسیا، بر تجارت مبتنی بر هوش مصنوعی و دیجیتال تمرکز دارد، جایی که چین امیدوار است از مزیت پیشگامی در آن برخوردار شود.
هیولای تریلیون دلاری
با این حال، خطراتی که مازاد تجاری ۱.۲ تریلیون دلاری چین برای بخشهای تولیدی شرکای تجاری ایجاد میکند، به سختی قابل چشمپوشی است. به گفته پاسکال لامی، مدیرکل سابق سازمان تجارت جهانی و کمیسر تجارت اتحادیه اروپا، شرکتهای چینی کالاهای بیشتری را به اروپا ارسال میکنند که این بلوک نمیتواند جذب کند. او گفت: «این یک راز است که چگونه، با توجه به ماهیت این رژیم، با توجه به نوعی هوشمندی جمعی، آنها نتوانستهاند در ایجاد تعادل مجدد در مدل اقتصادی خود موفق شوند؟
در واقع، همه کشورها روابط نزدیکتر با چین را سادهترین راه برای کاهش وابستگی به ایالات متحده نمیدانند. به گفته استفان ناگی، سرپرست پروژه چین در موسسه مکدونالد-لوریه در اتاوا، توافق کاهش تعرفه کارنی با شی جینپینگ به نظر میرسد برای ایجاد اهرم فشار قبل از مذاکرات بر سر توافق تجاری ایالات متحده-مکزیک-کانادا (USMCA) طراحی شده است. او با پیشبینی اینکه ترامپ تحت تأثیر قرار نخواهد گرفت، افزود: “فکر میکنم قمار او اشتباه است.”
مکزیک هم به نوبه خود نگران به خطر انداختن دسترسی به بازار ایالات متحده با نزدیک شدن بیش از حد به چین است. به گفته یک مقام تجاری مکزیک: “ما در حال حاضر نیازی به توافق تجارت آزاد با چین نمیبینیم. ما در حال حاضر در CPTPP هستیم و ۶۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را پوشش میدهیم.”
اما ایجاد تعادل مجدد یک پروژه بلندمدت است. ترامپ سه سال دیگر در قدرت است و دولت بعدی میتواند به ایجاد ائتلافهایی برای مهار چین بازگردد. به گفته ژائو پو، محقق موسسه مطالعات آمریکایی CASS: چین باید «منطق اقدامات ایالات متحده را در نهادهای بینالمللی و گامهای بعدی احتمالی که ممکن است برای پاسخ بهتر به حملات استراتژیک فزاینده و شدید در آینده بردارد، عمیقاً مطالعه کند.»
منبع: اقتصادنیوز