آلارم خطر در خلیج فارس/ویتکاف در تلآویو چه کرد؟
به گزارش خط بازار؛ سفر استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، به اسرائیل، نشاندهنده عمق تلاشهای دولت دونالد ترامپ برای آمادهسازی مسیر احتمالی مذاکره با ایران است.
به نقل از جروزالم پست، این دیدار، برخلاف ظاهر رسمیاش، بیشتر آزمونی برای سنجش خطوط قرمز اسرائیل و واکنش تلآویو به هرگونه توافق احتمالی با ایران تلقی میشود. منابع اسرائیلی به جروزالم گفتهاند که این دیدار، بخشی از روندی است که از مرحله برنامهریزی فراتر رفته و وارد عرصه واقعی سیاسی و دیپلماتیک شده است.
اهداف ویتکاف؛ روشن شدن محدودیتها
نقش اصلی ویتکاف، بر اساس گزارشها، یافتن چارچوبی مشخص درباره مرزهای قابل مذاکره با ایران نیست، بلکه درک خطوط قرمز اسرائیل است. اسرائیل در این مرحله قصد ندارد مستقیماً مذاکره کند، بلکه میخواهد واکنشهای احتمالی خود به هرگونه توافق را آشکار کند تا واشینگتن بتواند مسیر سیاسی خود را تنظیم نماید.
از منظر اسرائیل، ترامپ واقعاً به مذاکره با تهران علاقهمند است، اما نه برای حل کامل مسائل منطقهای یا برنامه هستهای ایران، بلکه به این دلیل که بتواند یک دستاورد سیاسی داخلی ایجاد کند. به عبارت دیگر، هدف اصلی، ایجاد یک تصویر موفقیتآمیز در صحنه داخلی آمریکا است، نه تضمین امنیت اسرائیل یا تغییر بنیادین سیاست ایران.
ضرورت رضایت اسرائیل
به باور ویتکاف هر توافق احتمالی با ایران بدون رضایت ضمنی اسرائیل قابل پذیرش نخواهد بود. این رضایت نه به دلیل حق وتو رسمی، بلکه به دلیل تاثیر افکار عمومی و موضع اسرائیل در ذهن رأیدهندگان آمریکایی و حزب جمهوریخواه است. منابع خبری تأکید میکنند که اگر اسرائیل مخالفت عمومی کند، ترامپ نمیتواند آن توافق را بهعنوان یک موفقیت داخلی ارائه دهد.
چالشهای تهران
در مقابل، ایران همچنان پیامهای سختی ارسال میکند. منابع نزدیک به مذاکرات گفتهاند که موضوعات کلیدی از جمله برنامههای هستهای و موشکی ایران تا حد زیادی غیرقابل مذاکره هستند. بنابراین هر توافق احتمالی، به احتمال زیاد شامل چند امتیاز محدود و قابل قبول برای تهران خواهد بود، بدون آنکه تغییرات بنیادی در سیاستهای کلان ایران ایجاد شود.
در این میان، اسرائیل نه تنها به عنوان یک بازیگر خارجی، بلکه به عنوان عامل فشار داخلی برای آمریکا عمل میکند. افکار عمومی اسرائیل و نگرانیهای امنیتی آن کشور میتواند مسیر مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد. تحلیلگران معتقدند که اسرائیل در نقش ناظر و مشاور کلیدی باقی میماند و حتی در صورت توافقهای محدودی که آمریکا با ایران به دست میآورد، تلآویو ملاک ارزیابی موفقیت یا شکست آن توافق خواهد بود.
فشار سیاست داخلی آمریکا
ترامپ نیز با محدودیتهای سیاسی داخلی مواجه است. او نیاز دارد که مذاکرات با ایران را به یک پیروزی آشکار در عرصه سیاسی آمریکا تبدیل کند تا جایگاه خود را در حزب جمهوریخواه و افکار عمومی تثبیت نماید. هرگونه شکست یا مخالفت اسرائیل، میتواند این دستاورد احتمالی را به شکست سیاسی تبدیل کند.
علاوه بر فشارهای داخلی، تعاملات منطقهای نیز پیچیده است. آمریکا تلاش دارد تعادلی میان فشار بر ایران، حفاظت از امنیت اسرائیل و پیشگیری از گسترش نفوذ ایران در منطقه ایجاد کند. در عین حال، تلآویو و مقامات امنیتی آن کشور نگرانند که توافق محدود ممکن است به احیای برنامههای موشکی و هستهای ایران در آینده بینجامد.
مسیر مذاکرات هنوز طولانی است
در مجموع، سفر ویتکاف به اسرائیل نشان میدهد که مذاکرات احتمالی با ایران وارد مرحلهای حساس و علنی شده است. اما همزمان، این مسیر پر از پیچیدگیهای سیاسی داخلی و منطقهای است. اسرائیل نقش ضابط خطوط قرمز و ناظر بر توافقها را ایفا میکند، ایران همچنان انعطاف محدودی نشان میدهد، و ترامپ در تلاش است که یک پیروزی سیاسی داخلی از این روند استخراج کند. با توجه به این شرایط، هرگونه توافق احتمالی هنوز در مراحل ابتدایی بررسی و هماهنگیها با اسرائیل و دیگر بازیگران منطقهای قرار دارد و مسیر طولانی و پرچالشی در پیش رو دارد.
تحولات میدانی
در حالیکه رسانه ها از قریب الوقوع بودن لغو کامل مذاکره بین ایران و آمریکا سخن می گویند، اتفاقاتی در سطح منطقه و به خصوص جنوب ایران در حال وقوع است که می تواند مساله مذاکره را تحت تاثیر قرار دهد. این اتفاقات قابل تقسیم به دو بخش «تحولات میدانی» و «دیپلماتیک» است.
مهم ترین اتفاقات میدانی که در ساعات و روزهای اخیر اتفاق افتاده به شرح زیر است:
الف. محاصره کشتی آمریکایی توسط قایق های سپاه پاسداران در دهانه خلیج فارس. این محاصره در نهایت به فرار کشتی انجامید.
ب. حرکت دو پهپاد شاهد ۱۳۹ برای شناسایی ناوهای آمریکایی در خلیج فارس. یکی از این پهپادها توسط جنگنده اف ۳۵ آمریکایی منهدم شد.
ج. حرکت ناو بوش (احتمالا) برای حضور در آبهای خاورمیانه و همچنین، حرکت چند ناو از سواحل آمریکا برای انجام ماموریت یا عملیاتی نامشخص.
تحولات دیپلماتیک
به جز این، در سطح دیپلماتیک و اجرای مذاکرات نیز چند اتفاق مهم افتاده که قابل بررسی است. این مسائل و اتفاقات به این شرح است:
الف. درخواست ایران برای تغییر مکان مذاکرات و انتقال آن از استانبول ترکیه به عمان.
ب. الزام ایران به عدم حضور نمایندگان کشورهای عربی و پاکستان یا ترکیه در محل مذاکره با آمریکا به عنوان ناظر.
ج. تاکید بر غیرمستقیم بودن مذاکرات و محدودیت آن.
که این اتفاقات فعلا مذاکرات را به کُما برده است.
مذاکره بی مذاکره/ دست ها روی ماشه است!
اتفاقات و تحولات فوق نشان می دهند که دو طرف (ایران و آمریکا) امید زیادی به نتیجه مذاکرات ندارند و کاملا دست های خود را روی ماشه گذاشته اند. تحرکات ایران و آمریکا در آبهای جنوب کشور به حدی پرتنش است که به نظر می رسد آنها بیشتر منتظر نقطه و لحظه شروع درگیری هستند و بیشتر می خواهند بدانند که مذاکرات چه زمانی به پایان رسیده و جنگ آغاز خواهد شد. به نظر می رسد هم ایران و هم آمریکا بی توجه به روند مذاکرات، در حالت آماده باش قرار داشته و استراتژی های نظامی خود را بررسی کرده و تاکتیک های مختلف را آزمایش می کنند.
استراتژی «حمله در وقت مذاکره» تکرار می شود؟
تئوری فوق که با شواهد میدانی نیز تقویت می شود به لحاظ تاریخی هم مورد تایید قرار می گیرد. کافی است به وضعیت دیپلماتیک، قبل از جنگ ۱۲ روزه بپردازیم. ایران قبل از جنگ ۱۲ روزه چند دور مذاکره با آمریکا داشت و عباس عراقچی و استیو ویتکاف قرار بود در میانه هفته ای که در آن جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد، با هم دیدار داشته باشند.
با این حال، چندی قبل از شروع مذاکرات، اسرائیل با هماهنگی کاخ سفید به ایران حمله کرد. علت چه بود؟ در همان زمان مشخص بود که مذاکرات دور جدید ایران و آمریکا نیز به نتیجه نخواهد نرسید. از قبل معلوم شده بود که نه ایران حاضر است قید غنی سازی در داخل کشور را بزند و نه آمریکا می خواهد از شرط خود مبنی بر غنی سازی صفر درصد کوتاه بیاید.
به همین دلیل، آمریکا می دانست که دور جدید مذاکرات نیز به نتیجه نخواهد رسید. در این وضعیت، آمریکا و اسرائیل دست به یک حیله زدند. آنها دور جدیدی از مذاکرات را ترتیب دادند و با این فکر که سطح آمادگی ایران پایین خواهد آمد و آنها انتظار جنگ را نخواهند داشت، در میان بحبوحه مذاکراتی که خود می دانستند صوری است و به نتیجه نخواهد رسید، به ایران حمله کردند.
سیاست حیله گرانه آمریکا و اسرائیل البته در ابتدا جواب داد و آنها توانستند در روز اول تا حدی نیروهای مسلح ایران را غافلگیر کنند اما در ادامه روندی دیگر در جنگ پی گرفته شد. این تجربه تاریخی به ایران نشان داد که سیاست غرب چگونه است. به همین دلیل، در دور جدید درگیری های احتمالی، به شدت آماده است و می داند هر لحظه ممکن است آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله کند. به همین دلیل، آمادگی خود را در بالاترین سطح نگه داشته است.
این مساله نشان می دهد که دو طرف تکیه زیادی به مذاکرات احتمالی جمعه ندارند و می دانند که احتمالا این مذاکرات به نتیجه ای نخواهد رسید و ۴ مساله اصلی مورد بحث، پیچیده تر از آن چیزی است که در یک یا دو روز حل و فصل شود. به همین دلیل، هر دو طرف بی توجه به نتیجه مذاکرات، دست خود را روی ماشه قرار داده و آماده شلیک هستند.