اخبار
ناامیدیفروشی و مسئولیتگریزی به سبک اقتصاددان غربگرا
به گزارش خط بازار؛ در شرایطی که جامعه ایران با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبهروست، انتظار عمومی این است که نخبگان و چهرههای سیاسی با زبان امید و ارائه راهحل سخن بگویند. با این حال، برخی صداها در فضای عمومی شنیده میشود که به جای باز کردن مسیر آینده، تصویری تیره و بنبستگونه ترسیم میکنند.
این نوع گفتار، در ظاهر نقد به وضعیت موجود است، اما در باطن بیشتر بر ناامیدی و یأس استوار است. چنین رویکردی نه تنها به حل مشکلات کمک نمیکند بلکه میتواند سرمایه اجتماعی کشور را هدف قرار دهد.
ناامیدی؛ خط تکراری دشمن
نخستین ویژگی بارز سخنان اخیر غنینژاد مبنی بر فروپاشی اقتصاد تا یک سال آینده، زبان ناامیدکنندهای است که در آن به کار رفته است.اصطلاحاتی مانند «فروپاشی»، «بیآیندگی»، و «بحران مطلق» بارها و بارها تکرار شدهاند، بیآنکه داده یا تحلیلی علمی در پشت آنها وجود داشته باشد.
این رویکرد، تصویری از یک کشور شکستخورده ارائه میدهد.این تصویرسازی دقیقاً همان خط تبلیغاتی است که رسانههای معاند دنبال میکنند؛ یعنی انتقال این حس به جامعه که هیچ امیدی برای اصلاح وجود ندارد.
وقتی چنین گفتاری در داخل تکرار میشود، ناخواسته تقویتکننده همان جنگ روانی دشمن است.تأثیر چنین بیانی فراتر از مرز سیاست است. در اقتصاد، احساس ناامیدی میتواند به کاهش سرمایهگذاری، فرار سرمایه و رکود بازار منجر شود. در جامعه نیز تداوم این روایت، باعث دلسردی جوانان و افت انگیزههای فردی و جمعی خواهد شد.
کارنامهای که فراموش نمیشود
بخش مهمی از مشکلاتی که امروز مطرح میشوند، محصول همان تصمیمات و سیاستگذاریهایی است که در دورههای پیشین توسط همین جریانهای سیاسی اتخاذ شده است. خصوصیسازیهای شتابزده و غیرشفاف، وابستگی افراطی به واردات، و نادیده گرفتن توان تولید داخلی تنها بخشی از میراث همان دوران است که دوستان و همفکران این اقتصاددان برکرسی قدرت بوده اند.
با این حال، گویندگان امروز چنان سخن میگویند که گویی هیچ نقشی در این وضعیت نداشتهاند.این نوع موضعگیری، بیشتر به «فرار از مسئولیت» شباهت دارد تا نقد منصفانه. پذیرش سهم خود در گذشته، شرط لازم برای معتبر بودن هر نقدی است.
مردم حافظه تاریخی دارند و میدانند که بسیاری از مشکلات ساختاری فعلی ریشه در همان سیاستهایی دارد که با ادعای «توسعه سریع» یا «تعامل با غرب» اجرا شد. نتیجه اما وابستگی بیشتر، گسترش نابرابری بود.وقتی این سوابق نادیده گرفته میشود و تمام تقصیرها بر دوش دیگران گذاشته میشود، اعتماد عمومی نسبت به صداقت گوینده از بین میرود.
فاصله روایت با واقعیت
ادعای «فروپاشی» اقتصادی که مطرح میشود، با دادههای معتبر بینالمللی همخوانی ندارد.صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی طی دو سال اخیر رشد اقتصادی ایران را بین ۳ تا ۵ درصد ثبت کردهاند. هرچند این رشد مطلوب نیست، اما بههیچوجه نشانه فروپاشی هم نیست.
در حوزه صادرات، آمار رسمی نشان میدهد که صادرات غیرنفتی ایران در سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ از مرز ۵۰ میلیارد دلار گذشته است.رقم صادرات در ۵ ماه نخست جاری نیز بیش از ۲۳ میلیارد دلار بیان شده است.این رقمها بیانگر آن است که علیرغم فشار تحریمها، اقتصاد ایران توانسته بخش قابلتوجهی از تولیدات خود را به بازارهای جهانی عرضه کند.
در بخش اشتغال نیز نرخ بیکاری رسمی در سال گذشته ۸/۲ درصد اعلام شده است؛ عددی که پایینتر از متوسط بسیاری از کشورهای منطقه است.هرچند مشکلات اشتغالزایی همچنان جدی است، اما روایت «بیکاری فراگیر و غیرقابلحل» با واقعیت فاصله دارد.
بسیاری از شرکت های پتروشیمی و فولادی سودده بوده و اگر در ماه های گذشته با چالش برق مواجه شده اند، بازهم این مساله به تصمیمات دولت یازدهم و دوازدهم در دهه ۹۰ باز میگردد.
جواب توجه برای کوتاهمدت
نقد، اگر منصفانه و مبتنی بر داده باشد، میتواند به اصلاح امور کمک کند. اما نقدی که تنها بر ناامیدی استوار است، عملاً به ابزاری در دست دشمنان تبدیل میشود.کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به صدای امید و راهحل نیاز دارد. جامعه انتظار دارد نخبگان، گذشته را بپذیرند، حال را واقعبینانه تحلیل کنند و برای آینده نسخهای عملی ارائه دهند.
فروش ناامیدی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت توجه جلب کند، اما در بلندمدت جز دلسردی عمومی و تضعیف اعتماد اجتماعی دستاوردی نخواهد داشت. آنچه مردم میخواهند، مسئولیتپذیری و ارائه راهکارهای واقعی است.
منبع: فارس