از هوش مصنوعی تا جنگ در سال ۲۰۲۶
به گزارش خط بازار؛ سال ۲۰۲۵ برای جهان انرژی، سالی تعیینکننده بود. دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا گذار انرژی ممکن است یا نه؛ بلکه این است که چگونه، با چه هزینهای و با چه پیامدهای سیاسی و اقتصادی رخ خواهد داد.
داستانهایی که در ادامه میآیند، نه ترندهای زودگذر خبریاند و نه صرفا پربازدیدترین گزارشها. اینها روایتهایی ساختاری هستند که ریشه در تحولات عمیق بازار، فناوری و ژئوپلیتیک دارند و در سال ۲۰۲۶ نقش تعیینکنندهای در شکلدهی سیاستهای انرژی جهان ایفا خواهند کرد.
۱. گذار انرژی کار میکند؛ وقتی سیاست، بازار و زیرساخت همراستا شوند
نکته کلیدی: انرژی پاک زمانی موفق است که دولت، سرمایهگذاری و شبکه برق در یک مسیر حرکت کنند.
یکی از مهمترین نمونهها در سال ۲۰۲۵، کشور اروگوئه بود؛ کشوری کوچک با حدود ۳.۵ میلیون نفر جمعیت که توانست تقریبا کل بخش برق خود را کربنزدایی کند. امروز بیش از ۹۵ درصد برق اروگوئه از منابع تجدیدپذیر (باد، خورشید و آب) تامین میشود، بدون آنکه قیمت برق افزایش چشمگیر داشته باشد. امنیت انرژی کاهش یابد یا رشد اقتصادی آسیب ببیند.
این کشور حتی در بسیاری از روزها برق مازاد صادر میکند. پیام اصلی این تجربه روشن است: گذار انرژی یک رویای آرمانگرایانه نیست؛ مدلی اجرایی و قابل تکرار است.
نمونه مشابه دیگر، پروژههای خورشیدی و ذخیرهسازی شرکت مصدر در امارات متحده عربی است. ترکیب نیروگاههای خورشیدی بزرگمقیاس با باتریهای ذخیره انرژی، نشان داده که انرژی پاک میتواند برق پایدار ۲۴ ساعته در مقیاس صنعتی ارائه دهد؛ موضوعی که یکی از قدیمیترین انتقادات به انرژیهای تجدیدپذیر را عملا بیاعتبار کرده است.
۲. هوش مصنوعی؛ شوک جدید تقاضای برق
نکته کلیدی: اقتصاد دیجیتال حالا رقیب مستقیم خانوارها و صنایع برای برق است.
در سال ۲۰۲۵، رشد شتابان هوش مصنوعی باعث انفجار تقاضای برق شد. مراکز داده مبتنی بر هوش مصنوعی به برق ۲۴ ساعته نیاز دارند، مصرفی معادل شهرهای متوسط دارند و در یک نقطه متمرکز میشوند.
برآوردها نشان میدهد که تا سال ۲۰۳۰، مراکز داده میتوانند تا ۱۰ درصد کل مصرف برق جهان را به خود اختصاص دهند؛ در حالی که این سهم در سال ۲۰۲۰ کمتر از ۳ درصد بود.
این وضعیت سوالات جدی ایجاد کرده است:
- آیا شبکههای برق فعلی توان پاسخگویی دارند؟
- چه کسی باید زیرساخت جدید را بسازد؛ دولتها یا شرکتهای فناوری؟
- آیا انرژی پاک میتواند بدون بازگشت به زغالسنگ و گاز، این تقاضا را پوشش دهد؟
در واکنش به این چالش، غولهای فناوری مانند آمازون، گوگل و مایکروسافت به خریداران مستقیم برق، شریک شبکه و حتی تولیدکننده انرژی تجدیدپذیر تبدیل شدهاند.
۳. تلاش سیاسی برای عقبگرد انرژی پاک، شکست پرهزینه خواهد بود
نکته کلیدی: بازارها حتی در برابر سیاستهای ضدگذار انرژی، مسیر خود را میروند.
در آمریکا، تلاشهای سیاسی برای تضعیف انرژیهای تجدیدپذیر از حمله به مشوقهای مالیاتی گرفته تا تضعیف قوانین اقلیمی در سال ۲۰۲۵ شدت گرفت.
اما واقعیت بازار چیز دیگری میگوید: انرژی پاک اکنون میلیونها شغل ایجاد کرده ، زنجیرههای تامین داخلی شکل گرفتهاند و سرمایهگذاریها به صدها میلیارد دلار رسیدهاند.
طبق آمار، فقط قانون کاهش تورم آمریکا بیش از ۳۷۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در انرژی پاک را فعال کرده است. حذف یا تضعیف این سیاستها نهتنها سوختهای فسیلی را احیا نمیکند، بلکه هزینه انرژی را بالا برده و نا اطمینانی اقتصادی ایجاد میکند.
۴. تعرفهها؛ خودزنی در بازار انرژی
نکته کلیدی: جنگ تجاری، امنیت انرژی را تضعیف میکند.
تعرفهها که با هدف حمایت از تولید داخلی وضع میشوند، در عمل اغلب نتیجه معکوس دارند. در بخش انرژی، این اثر شدیدتر است؛ زیرا تجهیزات انرژی (توربین، ترانسفورماتور، پنل) زنجیره جهانی دارندو تاخیر یا گرانی تجهیزات، پروژهها را سالها عقب میاندازد.
در سال ۲۰۲۵، دعوای تعرفهای آمریکا حتی به دیوان عالی کشیده شد تا مشخص شود آیا رئیسجمهور اختیار اعمال تعرفههای گسترده بدون تأیید کنگره را دارد یا نه. پیام کلی برای سال ۲۰۲۶ روشن است: استقلال انرژی از مسیر انزوا به دست نمیآید، بلکه از همکاری میگذرد.
۵. جنگ انرژی روسیه؛ بنبست راهبردی
نکته کلیدی: استفاده از انرژی بهعنوان سلاح، قدرت را فرسوده میکند.
جنگ روسیه و اوکراین نشان داد که انرژی بهعنوان ابزار فشار ژئوپلیتیک، دیگر کارایی گذشته را ندارد. روسیه با بازارهای صادراتی محدود، فروش نفت با تخفیفهای سنگین و فرسودگی زیرساختها عملا اهرم انرژی خود را تضعیف کرده است. در مقابل، اوکراین با تمرکز بر تمرکززدایی شبکه، تعمیرات سریع و انعطافپذیری انرژی توانست زیر شدیدترین حملات، شبکه برق خود را سرپا نگه دارد.
خط عبور به ۲۰۲۶
در همه این پنج داستان، یک پیام مشترک وجود دارد: گذار انرژی دیگر انتخاب نیست؛ واقعیتی در حال وقوع است. در سال ۲۰۲۶، دولتها با تصمیمهایی روبهرو هستند که تعیین میکند این گذار منظم و کمهزینه باشد یا پرتنش، پرهزینه و نابرابر.
انرژی پاک، هوش مصنوعی، سیاست، تجارت و امنیت دیگر از هم جدا نیستند. آینده اقتصاد جهانی، دقیقاً در نقطه تلاقی همین نیروها رقم خواهد خورد.
منبع: تجارت نیوز