پشت پرده هجمه های علیه ایران خودرو
هر از گاهی دوستان دور و نزدیک به من زنگ می زنند و با حالت خنده و گاهی جدی می گویند:"صنعت خودرو را به هم زده ای؟ چرا آنقدر به هاشم یکه زارع، مدیرعامل ایران خودرو گیر می دهی؟ داستان چیست؟"
کد خبر: ۱۷۷۵
۰۸:۲۲ - ۲۰ مرداد ۱۳۹۸


به گزارش"پایگاه خبری تحلیلی خط بازار"هر از گاهی دوستان دور و نزدیک به من زنگ می زنند و با حالت خنده و گاهی جدی می گویند:"صنعت خودرو را به هم زده ای؟ چرا آنقدر به هاشم یکه زارع، مدیرعامل ایران خودرو گیر می دهی؟ داستان چیست؟" در نگاه اول به نظر من هم گفتن این صحبت ها منطقی است چرا که اگر من هم با یک رسانه ای مواجه می شدم که دائما صنعت خودرو را نقد می کند و تخلفات یک شرکت و آن هم ایران خودرو را رسانه ای می کند، شاید این همین حرف ها را می زدم. ولی خب نباید تر و خشک را با هم سوزاند. برخی از دوستان از روی انصاف و دلسوزی این حرف ها را می زنند و برخی دیگر که به نظر من نسبت شان از گروه اول بیشتر است به خاطر موضوعات دیگر. لذا به نظرم آمد که برای روشن شدن موضوع در خصوص این قبیل اظهارنظرها صحبت کنم و قدری از مشی خودم و رسانه خط بازار برای مخاطبان عزیز بنویسم شاید پشت پرده ها روشن شود.

من مرتضی مصطفوی، دارای مدرک کارشناسی اقتصاد نظری از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد اقتصاد نظری از دانشگاه شهید بهشتی، سال ها است که در حوزه اقتصاد فعالیت مطالعاتی دارم. در این سال ها علاوه بر تالیف کتاب، مقاله و کار پژوهشی به کار رسانه ای هم مشغول بوده ام به طوری که با پیشنهاد یکی از دوستانم در سال 1386 وارد خبرگزاری ایرنا شدم. در ایرنا بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که از استعداد نسبی در حوزه خبر برخوردارم و لذا با فعالیت در رسانه های مختلف از جمله تسنیم، برهان و مدت کوتاهی هم در اعتماد(یادداشت نویسی) فعالیت خود را ادامه دادم.

در این سال ها تمرکز من چه به لحاظ رسانه ای و چه مطالعات اقتصادی، بیشتر بر روی متغیرهای کلان اقتصادی بود ولی از دو سال قبل به این طرف حوزه خودم را به سمت صنعت خودرو تغییر دادم. آغاز کار من در این حوزه با سایت پردیس خودرو بود. هرچند که تجربه خوبی را کسب کردم ولی فعالیتم در این سایت به عنوان سردبیر ادامه دار نبود و همین شد که در اوایل سال 1397 با راه اندازی کانال اقتصاد خودرو و بعد از آن پایگاه خبری تحلیلی خط بازار کار رسانه ای خودم را به صورت مستقل پیگیری کردم. طی این دو سال تلاش کردم مشی خودم را بر روی واردات منطقی خودرو و نقد خودروسازان تنظیم کنم. چون اعتقاد کارشناسی و شخصی دارم که واردات خودرو بایستی باز شود تا رقابت ایجاد گردد و از طرف دیگر هم خودروسازان داخلی بایستی مورد نقد جدی قرار بگیرند. چرا که به هزاران دلیل علاقه ای به افزایش بهره وری ندارند. این مشی راهبردی، من را به انجمن واردکنندگان خودرو نزدیک کرد و باعث شد در این سال ها از راهنمایی های مهدی دادفر، دبیر این انجمن بهره بسیاری ببرم.

صنعت خودرو به قدری برای من جذاب بود که حتی پایان نامه خودم را با موضوع بررسی نقش دولت در صنعت خودرو در دوره کارشناسی ارشد انتخاب کردم و برای تحلیل و بررسی صنعت بر روی شرکت ایران خودرو(بزرگترین خودروساز کشور) به عنوان مورد مطالعاتی(Case Study) متمرکز شدم.

شاید در ابتدای کار فکر نمی کردم که در ایران خودرو به این میزان تخلفات وجود داشته باشد ولی با تمرکز بر روی ایران خودرو با حجم قابل توجهی از سوژه های ناب خبری مواجه شدم: از حضور کیوان خسروی، سخنگوی شورای امنیت ملی گرفته تا فعالیت غیرمجاز تعاونی اعتبار و مسعود وثوق و .... لذا برای من که هم در حوزه اقتصاد سیاسی صنعت خودرو مطالعاتی را داشتم و هم کار رسانه ای می کردم، در و تخته جور بود و لذا یافته های مطالعاتی خودم را در رسانه قانونی خودم منتشر کردم.

به یاد دارم در ابتدای در یک کانال تلگرامی که تعداد اعضای آن کمتر از 500 نفر بود انتقادات خود را منتشر کردم که دوستان عزیزم در ایران خودرو تاب همین چند نقد کوتاه در یک کانال تلگرامی گمنام را هم نداشتند. از این رو کار ما با ایران خودرو در همان ابتدای امر به شکایت کشید. یک بار در بازپرسی و یک بار هم در دادگاه قدوسی تبرئه شدم. خوشبختانه دادگاه اظهارات من را پذیرفت. چرا که هر چه گفته بودم مبتنی بر مستندات و اظهارات کارشناسی بود، آن هم اظهارنظر در خصوص یک بنگاه اقتصادی و نه خطوط قرمز نظام.

بگذریم. با راه اندازی سایت خط بازار و کسب مجوز رسمی از وزارت فرهنگ، سیاست خودم را منسجم تر کردم و اصولی تر به موضوع پرداختم. این باعث شد حجم قابل توجهی از تخلفات ایران خودرو را رسانه ای کنم. البته به غیر از ایران خودرو هر از گاهی از شرکت های خودروسازی دیگر هم انتقاد می کردم ولی بعدا به این نتیجه رسیدم که این کار منجر به اصلاح نخواهد شد چرا که اولا تعداد نیرو خبرنگار بیشتری نیاز است و ثانیا تمرکز و اصلاح یک شرکت آن هم بزرگترین خودروساز کشور می تواند در نهایت منجر به ارائه یک الگوی موفق در صنعت خودرو شود و لذا تمرکز خود را دوباره به سمت عملکرد ایران خودرو سوق دادم. همان زمان از دوست و دشمن می شنیدم که می گفتند اگر واقعا با ایران خودرو خصومت شخصی نداری چرا به سایپا گیر نمی دهی؟

به نظرم گفتن این نکته در اینجا مفید است و آن اینکه متاسفانه در بین خبرنگاران و نحوه ارتباط شان با شرکت ها این قانون نانوشته جا افتاده که خبرنگاران شرکت ها را نقد می کنند که باج بگیرند و یا نقد خود را به شرطی که باج بگیرند منتشر نخواهند کرد. من مدعی این نیستم که تافته جدا بافته از دیگرانم ولی به لحاظ ارزشی، اخلاقی و رسانه ای علاقه ای به این سبک کار ندارم و تلاش خودم را میکنم وارد این ورطه نشوم هرچند مدعی این هم نیستم که اشتباه نداشته ام. از این رو برخی از دوستان از جمله مدیر رسانه وقت ایران خودرو فرض بر همین قاعده گذاشتند و گفتند که من به دنبال باج خواهی هستم. حتی یادم هست که برخی در بین رسانه ها پخش کردند که مصطفوی 20 میلیون تومان از ایران خودرو برای راه اندازی سایت خود طلب کرده و چون ایران خودرو این درخواست را قبول نکرده، وی قلم منتقدانه خود را به سمت این شرکت نشانه رفته است. این حرف واقعیت نداشت. هرچند که من برای راه اندازی سایت و برخی امور دیگر در ابتدای کار از شرکت های مختلفی از جمله ایران خودرو درخواست کمک کرده بودم ولی اینکه به خاطر عدم کمک ایران خودرو، آن را نقد می کنم بی اساس بوده و است. چرا که اگر واقعا می خواستم این کار را انجام دهم، احمقانه است که از هزینه های سالانه چند ده میلیاردی تبلیغات ایران خودرو، صرفا مبلغ 20 میلیون تومان را مطالبه کنم.

خیلی به حاشیه نروم. برگردم به اصل بحث. همان طور که گفتم طی دو سال اخیر مشی من به لحاظ علمی و رسانه ای بررسی صنعت خودرو از منظر اقتصاد سیاسی با تمرکز بر ایران خودرو بوده است. درواقع تلاش کرده ام که برای اثبات تحلیل خود را از به واقعیت های ایران خودرو استناد کنم تا نشان دهم این صنعت ناکارآمد است. این دلیل اصلی است که باعث شد من به نقد ایران خودرو و حواشی پیرامون آن هم بپردازم. به موازات این کار چند باری در تلویزیون به عنوان کارشناس صحبت کردم و در نشست های علمی در خصوص مافیای صنعت خودرو در دانشگاه شریف و امام صادق و برخی از محافل خاص دیگر سخنرانی داشتم. کلید واژه و نخ تسبیح صحبت های من مافیای خودرو بود. چرا که کمتر کسی تاکنون از منظر اقتصاد سیاسی به مسئله خودرو پرداخته است.

در این بین یک سوال هم پیش آمده بود. چرا مصطفوی که در خصوص مافیای خودرو سخن می گوید، به مافیای قطعه سازان اشاره نمی کند؟ به نظرم این سوال هم منطقی بود و بایستی به آن پاسخ داده می شد. در پاسخ به این سوال باید بگویم اعتقاد قلبی و کارشناسی داشتم و دارم که رفتار قطعه سازان که از منظر برخی مافیایی است، تابعی از رفتار خودروساز است. یعنی این خودروساز است که تصمیم می گیرد از کدام قطعه ساز قطعه تامین کند و از کدام یک نکند. این خودروساز است که تصمیم می گیرد طلب کدام قطعه ساز را زودتر بدهد و کدام را دیرتر. این خودروساز است که به دلیل قدرت خاص می تواند علیه یک قطعه ساز در محافل مختلف کارشکنی کند و با قطعه ساز دیگری زدوبند کند.

لذا براساس این منطق و البته یک منطق دیگر که خواهم گفت، به مافیای قطعه سازان ورود نکردم. چون خودروساز به دلیل حجم بالای انتقادات وارده به عملکردش و همچنین به خطر افتادن منافع گروه های قدرتمند خاص خیلی علاقه مند بود که توپ را به زمین قطعه ساز بیندازد تا از زیر بار انتقادات خارج شود و هم مقصر ناکارآمدی ها را قطعه سازان جلوه دهد.

و اما در خصوص منطق دوم خود باید عرض کنم که من یک رسانه خصوصی هستم و امرار و معاش خود را از طریق همین رسانه انجام می دهم. من نه وزارت اطلاعات هستم، نه اطلاعات سپاه، نه بازرسی کل کشور، نه مجمع تشخیص مصلحت نظام و نه وزارت صنعت. بلکه یک رسانه ارزشی هستم که تلاش می کنم علاوه بر عمل به رسالت ذاتی خود در مسیر درست کسب درآمد و امرار معاش کنم. از این رو علاوه بر منطق اول، به این نتیجه رسیدم که در قطعه سازی به لحاظ رسانه ای ورود نکنم. چون به دلیل اختلافات شدید بین قطب های قطعه سازی و شرایط خاص حاکم بر این صنعت و جناح بندی های چپ و راست، هر اظهارنظری در این خصوص می توانست برچسب جانبداری از یک قطعه ساز یا یک جریان را به همراه داشته باشد و لذا من از این موضوع حذر کردم و برعکس خودروسازان، ارتباط خوبی را با شرکت های قطعه سازی از جمله عظام و کروز و برخی دیگر از اعضای انجمن قطعه سازان و انجمن همگن برقرار کردم. در همین جا صراحتا تاکید می کنم که من به عنوان مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی خط بازار همچون هر رسانه مستقل دیگری با غالب قطعه سازان ارتباط دارد و از این موضوع نیز خوشحال هستم. پس شایعه جانبداری از یک قطعه ساز را رسما در همین جا تکذیب می کنم. در نقض این موضوع هم همین بس که با قطعه ساز رقیب قرارداد همکاری دارم که اسناد آن موجود است.

و اما نکته اخر در خصوص اینکه گفته می شود من صنعت خودرو را به هم زده ام. همان طور که گفتم علت اصلی تمرکز من در خصوص عملکرد ایران خودرو، مشی علمی و دانشگاهی و فعالیت همزمان من در حوزه رسانه بوده است. ولی آیا اشکار کردن تخلفات بزرگترین شرکت خودروسازی کشور به معنای به هم زدن صنعت خودرو است یا نه، باید به آن پاسخ دهم. طبیعی است که وقتی در خصوص شرکتی همچون ایران خودرو با ثبات مدیریتی شش ساله، عدم مطالبه گری رسانه ها و حجم بالای تخلفات، یک رسانه با قلم خاص و اثرگذار افشاگری می کند، زمین بازی به هم می خورد. طبیعی است که در خصوص شرکتی که سال ها کمتر کسی به آن گفته بالای چشم ت ابرو است و از پشتوانه های خوبی همچون خان کرمی ها، برازجانی ها، ساری ها و خسروی ها برخوردار است، کسی بگوید در خصوص انتصابات ت بایستی پاسخگو باشید، منافع عده ای به خطر می افتد. طبیعی است که وقتی شرکتی همچون ایران خودرو که مدیرعامل آن با نهادهای خاص ارتباط نزدیک دارد و پشتوانه مهدی حجازی را با خود یدک می کشد، طرح موضوعات پشت پرده، خوشایند برخی نخواهد بود.

من در پاسخ به دوستانی که می گویند، صنعت خودرو را به هم زده ای این سوال را می پرسم، آیا منظورتان از صنعت، همان صنعت دولتی، سیاستی، انحصاری و بعضا امنیتی است که چندین دهه با اتکا به ارز دولت و انحصار فروش خودرو و خرید قطعه، خودروهایی را به دست مردم می دهد که کمتر کسی از آن راضی است؟ اگر منظورتان این صنعت است، پس چنین صنعتی و ناکارآمدی باید مورد نقد قرار گیرد و به هم بخورد. تا چه زمانی قرار است بر همین روال یک صنعت غیرکارآمد را اداره کنیم که به گفته بسیاری حیات خلوت سیاسیون و دولتی ها شود. تا چه زمانی قرار است پوز یک صنعت هزینه آور را دهیم که مدیرعامل شرکت های خودروسازی آن، دائما در حال باج دادن برای بقا هستند.

اگر منظورتان این صنعت است که با افتخار اعلام می کنم که خوشحالم از اینکه چنین صنعت خودرویی را به هم زده ام و بر همین مشی که ریشه آن مبارزه با فساد، شفاف سازی و مطالبه گری است نیز مسیر خود را ادامه خواهم داد. یادمان نرود صنعت خودرو را کسانی به هم زده اند که در سال های غیرتحریم حفظ قدرت را سرلوحه خود قرار داده اند و نه کارایی را و این صنعت را به یک صنعت غیرمقاومتی تبدیل کرده اند که با یک تحریم بسیاری از خطوط تولید متوقف بشود. صنعت را کسانی را برهم زده اند که میلیون ها دلار ارز دولتی را گرفتند و جیب برخی از افراد مورد وثوق خود را پرکردند. صنعت را کسانی را بر هم زده اند در حالی که تولیدشان افزوده نشده ولی نیروی کارشان بیش از 7 هزار نفر افزوده شد. صنعت را کسانی بر هم زده اند که باعث رشد چشم گیر زیان انباشته شرکت ها شدند.

با صراحت اعلام می کنم مشی ما همان منویات مقام معظم رهبری در مبارزه با فساد، مطالبه گری و اصلاح امور در حوزه های مختلف از جمله صنعت است. مشی ما همان مشی آقای رئیسی، رئیس قوه قضائیه در خصوص کمک رسانه ها به افشای فساد و تخلفات است. من از این مشی استقبال می کنم هرچند که اتخاذ چنین مشی، پرهزینه است. در این مسیر هزار و یک برچسب را به من زده اند و می زنند و حتی شاید جان من هم در خطر باشد. ولی همانطور که گفتم ما یک رسانه ارزشی هستیم با خط مشی مشخص و شفاف. اصلاح صنعت، کوتاه کردن دست دولت و خصوصی سازی سه راهبرد اصلی ما است که مقام معظم رهبری بارها بر آن تاکید کرده اند.

مرتضی مصطفوی، مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی خط بازار

انتهای متن


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۱
حامد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۰
0
0
احسن و خسته نباشيد. در ضمن كيفيت پايين و قيمتهاي بالاي خودروها هم تاييدكننده اين گزارش است.